دومین دوره مسابقه خاطره نویسی کتابداران و اعضای کتابخانه های عمومی کشور برگزار می شود
اداره کل امور فرهنگی نهاد دومین دوره مسابقه خاطره نویسی مخصوص کتابداران و اعضای کتابخانه های عمومی کشور را برگزار می کند.
به گزارش روابط عمومی نهاد کتابخانه های عمومی کشور، اداره کل امور فرهنگی نهاد به منظور بهره گیری از تجارب کتابداران در زمینه های گوناگون علمی، پژوهشی و کاربردی با اهدافی چون تقویت قدرت نگارش، شناسایی و پرورش استعداد نویسندگی، استفاده از آثار فاخر در تولید فیلم نامه و سایر محصولات فرهنگی و... اقدام به برگزاری مسابقه خاطره نویسی میان کتابداران و اعضای کتابخانه های عمومی می کند.
گفتنی است، کتابداران، کودکان و نخستین تجربه های برخورد با کودک، اندیشمندان و نویسندگان در کتابخانه، کتابدار به عنوان مشاور امین، ارزشمندترین تجربه کاری، کتابداران و خیرین کتابخانه ساز، اهدای کتاب، کتابداران و جایگاه شغلی؛ اجتماعی؛ آموزشی، کتابداران و دنیای مجازی، کتابدار و خانواده، اعضاء کتابخانه، نخستین تجربه حضور، وقایع و اتفاقات جالب، دوستان کتابخانه و من و کتابدار، موضوعات دومین دوره مسابقه خاطره نویسی کتابداران و اعضای کتابخانه های عمومی کشور است.
متقاضیان شرکت در این مسابقه می بایست آثار خود را در تا بیست دوم بهمن 93 به ادارات شهرستان و یا اداره کل امور فرهنگی نهاد کتابخانه های عمومی کشور از طریق مراجعه حضوری و یا از طریق آدرس پست الکترونیکی khatereh@iranpl.ir ارسال کنند.
دکترعبد الحسین زرین کوب، ادیب، مورخ، اسلام شناس، ایران شناس، محقق و نویسندۀ بزرگ معاصر، در 27 اسفند ماه 1301 شمسی در بروجرد، چشم به جهان گشود.
تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش به پایان برد. سپس در کنار تحصیل در
دوره متوسطه به تشویق و ترغیب پدر که مردی متدین بود، اوقات فراغت را صرف
فراگیری علوم دینی و حوزه ای نمود و ضمن تحصیل فقه و تفسیر و ادبیات عرب، به شعر عربی هم علاقمند شد. گرچه تا پایان سال پنجم متوسطه در رشته علمی تحصیل می کرد با این حال کمتر کتاب تاریخ و فلسفه
و ادبیاتی بود که به زبان فارسی منتشر شده باشد و او آن را مطالعه نکرده
باشد. به دنبال تعطیلی کلاس ششم متوسطه در تنها دبیرستان شهر برای ادامه
تحصیل به تهران آمد و رشته ادبی را برگزید و در سال 1319 تحصیلات دبیرستانی
را به پایان برد و با وجود آنکه کتابهای سالهای چهارم و پنجم متوسطه ادبی
را قبلاً نخوانده بود در میان دانش آموزان رشته ادبی سراسر کشور، رتبه دوم
را به دست آورد.
با بازگشایی مجدد دانشگاهها در سال 1320، دکتر عبدالحسین زرین کوب در امتحان ورودی دانشکده حقوق شرکت کرد. با آنکه پس از کسب رتبه اول ،در دانشکده ثبت نام هم کرده بود، اما به الزام پدر، ناچار به ترک تهران شد. در همان ایام، علی اکبر دهخدا که ریاست دانشکده حقوق را به عهده داشت، از اینکه چنین دانشجوی فاضلی را از دست می داد، اظهار تأسف کرده بود.
دکتر زرین کوب پس ازترک دانشکده حقوق به زادگاه خود بازگشت و در خرم
آباد و بعد در بروجرد به کار معلمی پرداخت، کاری که به تدریج علاقه جدی
بدان پیدا کرد.در دوران معلمی، از تاریخ و جغرافیا و ادبیات فارسی گرفته تا
عربی و فلسفه و زبان خارجی و حتی ریاضی و فیزیک و علم الهیات، را تدریس کرد.
سرانجام اشتیاق به تحصیل بار دیگر او را به دانشگاه کشاند.
در سال 1324، پس از آنکه در امتحان ورودی دانشکده علوم معقول و منقول و دانشکده ادبیات حایز رتبه اول شده بود، وارد رشته ادبیات فارسی
دانشگاه تهران شد. به هر تقدیر، عبدالحسین زرین کوب در سال 1327 به عنوان
دانشجوی رتبه اول از دانشگاه فارغ التحصیل شد و سال بعد وارد دوره دکترای
رشته ادبیات دانشگاه تهران گردید و در سال 1334 از رساله دکترای خود با
عنوان (نقد الشعر، تاریخ و اصول آن) که زیر نظر بدیع الزمان فروزانفر تألیف شده بود با موفقیت دفاع کرد.
پس از اخذ درجه دکترا، از سوی استاد فروزانفر، برای تدریس در دانشکده
علوم معقول و منقول دعوت شد و در سال 1335 یا رتبه دانشیاری، کار خود را
دانشگاه تهران آغاز کرد و به تدریس تاریخ اسلام، تاریخ ادیان، تاریخ کلام و
مجادلات فرق، تاریخ تصوف اسلامی و تاریخ علوم پرداخت.
دکتر زرین کوب در سال 1330 در کنار عده ایی از فضلای عصر همچون عباس اقبال آشتیانی ،سعید نفیسی، دکتر معین،پرویز ناتل خانلری، غلامحسین صدیقی و عباس زریاب، برای مشارکت در طرح ترجمه مقالات دایرة المعارف اسلام (E1) طبع هلند، دعوت شد.
او در ایام تحصیل در تهران، چندی نزد حاج شیخ ابوالحسن شعرانی بپرداخت
و با مباحث حکمت و فلسفه، آشنایی بیشتر یافت. از همان روزگار با فلسفه های
معاصر غربی نیز آشنا شد و بعد به مطالعه در باب تصوف
نیز علاقمند گردید. استاد که از قبل با زبانهای عربی، فرانسوی و انگلیسی
آشنا شده بود در سالهای جنگ دوم جهانی، با کمک بعضی از صاحب منصبان
ایتالیایی و آلمانی که در آن ایام در ایران به سر می بردند، به آموزش این
دو زبان پراخت. در سال 1323 نخستین کتاب او به نام (فلسفه، شعر یا تاریخ
تطور شعر و شاعری در ایران) در بروجرد منتشر شد، در حالی که در این هنگام،
حدود چهار سال یا کمی بیشتر از تاریخ تالیف کتاب می گذشت.
وی که از زمان شروع تحصیلات دانشگاهی به عنوان دبیر در دبیرستانهای
تهران به تدریس پرداخته بود. از سال 1328، سردبیری مجله هفتگی مهرگان را
نیز عهده دار شد که با وجود وقفه هایی، این همکاری تا پنج سال تداوم یافت.
در سال 1335 با رتبه دانشیاری، کار خود را در دانشگاه تهران آغاز و به
تدریس تاریخ اسلام، تاریخ ادیان،
تاریخ کلام و مجادلات فرق، تاریخ تصوف اسلامی و تاریخ علوم پرداخت. در
همین سال، برای مدت کوتاهی نیز امور مربوط به انتشارات بنگاه ترجمه و نشر
کتاب را به عهده گرفت. پس از دریافت رتبه استادی دانشگاه تهران (1339 ش)،
دکتر زرین کوب چندی نیز در دانشسرای عالی تهران ونیز در دانشکده هنرهای
دراماتیک تدریس کرد.
مدتی هم در موسسه لغت فرانکلین با مجتبی مینوی به همکاری مشغول شد. در
این میان، یکچند سردبیری مجله راهنمای کتاب را پذیرفت (1342 ش)، و فصل
خاصی برای ارائه ادبیات معاصر ایران در مجله به وجود آورد. با این حال
همکاری وی با نشریات ادواری داخلی به اینجا محدود نمی شود و فعالیت علمی
استاد در انتشار مجلاتی همچون سخن، یغما، جهان نو، دانش، علم و زندگی، مهر و
فرهنگ ایران زمین، چشمگیر است.
در سالهای 1347 تا سال 1349 در آمریکا به عنوان استاد میهمان در
دانشگاههای کالیفرنیا و پرنیستون به تدریس علوم انسانی پرداخت،سپس به
دانشگاه تهران انتقال یافت و در دو گروه تاریخ و ادبیات مشغول به کار شد.
فعالیتها
سفرهای علمی متعدد استاد به اروپا، امریکا، جمهوریهای
شوروی(سابق)، هند، پاکستان و کشورهای عربی، در دیدار از کتابخانه ها، موزه
ها و موسسات علمی، و تهیه عکس از بعضی نسخه های خطی فارسی و عربی گذشته
است. طی همین سفرها وی با جمعی از دانشمندان و نویسندگان بزرگ ایرانی و
خارجی آشنائی نزدیک یافت.
دکتر زرین کوب در بسیاری از مجامع و مجالس علمی جهانی شرکت کرده و به
عنوان نماینده ایران به ایراد سخنرانی پرداخته است. از این میان پنجمین
کنگره اسلامی در بغداد، بیست و ششمین کنگره بین المللی شرقشناسان در دهلی
نو، کنگره بین المللی علوم تاریخی در وین، کنگره تاریخ ادیان در ژنو، مجلس
بزرگداشت حافظ
شیرازی در دوشنبه تاجیکستان، کنگره بزرگداشت نظامی گنجوی در ایتالیا و
بعدا در امریکا، مجمع عمومی سردبیران طرح تاریخ تمدن اقوام آسیای مرکزی در
پاریس، کنگره بزرگداشت مولوی در
مونیخ، کنگره جهانی بزرگداشت خواجوی کرمانی در کرمان، و کنگره همکاریهای
اقوام آسیای مرکزی در تهران، تعدادی از این مجالس را شامل می شود.
دکتر زرین کوب در 24شهریور 1378 به دلیل بیماریهای قلب و چشم درگذشت.
آثار
![]() |
میرزا تقی خان فراهانی از نوادر تاریخ کشور ماست. روحیه اصلاح طلب و عشق عمیق وی به استقلال و آزادی و اقتدار ملت مسلمان ایران، زمانی به فریاد دادخواهی ملت مظلوم لبیک گفت، که میرفت تمامی ثروت و عزت کشور برای همیشه در کام جهنمی استعمار و استکبار جهانی بلعیده شود. زمانیکه دربار فاسد پادشاهی و رجال سیاسی سر سپرده، مزدورانه و مزورانه علناً سنگ بندگی طاغوتهای شرق و غرب را به سینه میزدند و بیشرمی و گستاخیشان به حدی رسیده بود که حتی کوششی در اختفای بندهای اسارت و یوغ بندگی و بردگی خویش نمی نمودند. امیرکبیر در برابر دشمنان دین و مجریان سیاست استعماری، یک تنه قیام کرد و پوزه استکبار و عمّال داخلیش را به خاک مالید.
طی حدود یک قرن و نیم که از شهادت امیر به دست جیرهخواران و سر سپردگان طاغوت میگذرد، دوست و دشمن در ستایش از این روح آزاده و شخصیت مقتدر سخن گفتهاند. همه متفق القول اعتراف کردهاند که ”مصلحی“ چنین تشنه اصلاح، ”سیاستمداری“ چنان شیفته استقلال و ”زمامداری“ چنین خیرخواه ملت، نه تنها در تاریخ دو هزار و چند ساله ایران بلکه در تاریخ جهان، کم نظیر و کمیاب میباشد. اصلاحات داخلی در زمینه اعتلای فرهنگ، تنظیم اقتصاد و تطهیر عرصه سیاست کشور، اقدامات در جهت احیای دین و بسط عدالت در سطح جامعه، مبارزاتش در جهت قطع نفوذ اجانب و استعمارگران، و حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور که طی سه سال و اندی صدارت میرزا تقیخان امیر کبیر انجام گرفت، تماماً شایسته تحسین است.
سرگذشت امیرکبیر و اهداف اصلاحی و ضد استکباری این مرد سیاسی لایق، این مسلمان متدیّن و وظیفه شناس و ... و مصلح بزرگ دینی و اجتماعی و نقش استکبار جهانی در سرکوبی، عزل، تبعید و سرانجام شهادت وی از آن رو شایسته مطالعه و بررسی است که پرده از خیانتها و جنایتهای استعمارگران شرق و غرب در کشورهای عقب نگاه داشته شده برداشته و ما را وامیدارد که هر چه مصممتر و با آگاهی هرچه بیشتر به دسیسههای استکبار جهانی پی ببریم.
میرزا تقی خان امیرکبیر یا میرزا محمدتقی خان امیرکبیر، پسر مشهدی قربان هزاوهیی فراهانی نوه تهماسب بیک است. (مشهدی قربان طباخ اشراف آن زمان که بعدها به طور اختصاصی طباخ آشپزخانه میرزا عیسی معروف به میرزا بزرگ قائم مقام فراهانی شد). میرزا تقی خان امیرکبیر در خانوادهای از طبقات پایینی ملت ایران در روستای هزاوه به دنیا آمد و با حفظ این امتیاز در دامان یکی از بهترین و اصیلترین خاندانهای آن روز ایران تربیت یافت و رشد نمود.
هزاوه در دو فرسخی شمال غربی شهرستان اراک و در مجاورت فراهان زادگاه خانواده بزرگ قائم مقام قرار داشت. کربلایی محمد قربان در سلک نوکران میرزا عیسی قائم مقام بزرگ درآمد و به مقام آشپزی رسید و در زمان میرزا ابوالقاسم قائم مقام دوم و صدر اعظم محمدشاه مقام نظارت در آشپزخانه را احراز کرد و در اواخر عمر ”قاپوچی“ قائم مقام شد. حشر و نشر میرزا تقی خان با فرزندان خانواده قائم مقام از سویی و استعداد و دقت نظر امیرکبیر از سوی دیگر از او شخصیتی میسازد که نظیر آن در عصر قاجار کمتر دیده میشود. راه یافتن امیر کبیر به کلاس درس فرزندان قائم مقام در حالی که امثال او حق تعلیم و تعلم نداشتهاند و تعبیراتی که قائم مقام در خصوص او به کار میبرد، عظمت شخصیت امیرکبیر را در همان دوران طفولیت نشان میدهد. او از هوش سرشاری برخوردار بود. گویند: امیر در کودکی هنگامی که ناهار فرزندان قائم مقام را می آورد، برای باز پس بردن ظروف در حجره می ایستاد و آنچه معلم به ایشان می آموخت ، فرا می گرفت. روزی قائم مقام به آزمایش پسرانش آمد و هر چه از آنان پرسید، ندانستند. اما امیر جواب داد. قائم مقام پرسید: تقی تو کجا درس خوانده ای؟ عرض کرد: روزها که غذای آقازاده ها را می آوردم ، ایستاده می شنودم ، قائم مقام انعامی به او داد، نگرفت و گریه کرد . به او گفت چه می خواهی؟ امیر عرض کرد: به معلم امر فرمایید درسی را که به آقازاده ها می دهد به من هم بیاموزد . قائم مقام پذیرفت و معلم را فرمود تا به او نیز بیاموزد.
ویژگیهای شخصیت
امیرکبیر
امیر، درشت و تنومند، خوش قیافه و با سیمای گشاده و هوشمند بود. گویند در جوانی
به کشتی علاقه داشت ، به زورخانه می رفت و منش پهلوانان را دارا بود. راست
گفتار و درست کردار بود. پیگیری امور کشور برایش از هر کاردیگری ، حتی سلامتی
خود ، مهم تر می نمود. چشمان نافذی داشت . اعصابی قوی داشت و به گاه بروز سختی
ها بسیار خونسرد بود. حق شناس بود و هرگز بر مقامی که دست یافته بود، غره نشد.
بی جهت کسی را عزیز نمی داشت و کوچکترین خدمتی درنظر او جلوه می کرد. چون از
سلامت نفس برخورداربود ، در برابر سفرای خارجی بسیار با غرور برخورد می کرد و
تلاش سفرای روس و انگلیس در از بین بردن او، از همین برخوردها منشأ می گرفت .
لباس او ساده بود ، جبه بر تن می کرد و کلاه مستوفی گری را قدری بلند تر نموده
، بر سرمی نهاد . او پابند مسائل شرعی بود و نماز وروزه را به جا می آورد ، دعا
و زیارت عاشورا می خواند . عادت به قلیان کشیدن داشت، اما تا آخرعمراز سلامت
کامل بدنی برخوردار بود. امیر به خانواده خود علاقمند بود و نسبت به مادرش
همواره مهری سرشار داشت.
امیر چون به سن رشد رسید در دستگاه قائم مقام و دستگاه محمدخان زنگنه امیر نظام، وارد خدمات دولتی گردید. تحریر و نویسندگی در محضر این دو شخصیت، آغاز کار امیرکبیر است. بعد از مدتی لشکر نویسی در سال 1251 هجری قمری به شغل و لقب مستوفی نظام در لشکر آذربایجان منسوب و ملقب گردید. بعد از سمت استیفا به وزیر نظامی فرمانده کل قوا میرسد و بعد از مدتی با جلوس ناصرالدین شاه بر تخت، محمدتقی خان، به لقب امیرکبیری، اتابکی و نائبی درآمد. در حالی که منصب صدارت و امیر نظامی را داشت. حسادت امثال میرزا آقاخان نوری و دسایس او همراه با مهدعلیا در این هنگام علیه امیرکبیر در شاه اثری نکرد و ازدواج امیر کبیر با خواهر تنی ناصرالدین شاه یعنی عزت الدوله اوضاع را کمی به نفع امیرکبیر آرام کرد. امیرکبیر سرگرم اصلاحات کلی شد در حالی که مملکت سخت گرفتار طغیان ناشی از هرج و مرج اواخر دوران محمدشاه بود.
اقدامات امیر کبیر در
زمان صدارت
یکی از اقدامات وی ایجاد نظم در جامعه بود ؛ در پی نظمی که او در جامعه
برقرار کرد کمتر ظالمی قادر بود بر بیچارگان فقیر تعدی کند، دزدی و هرزگی و
شرارت را درجامعه به حداقل رسانید . در شراب اثر مستی نماند، جماعت اوباش که
سابق به یک جرعه شراب ، چند نفر را زخم می زدند، تا حدی بر چیده شدند.
امیر رسم رشوه و بست را برانداخت و کمتر کسن جرأت داشت رشوه دریافت کند ، یا آن
که گناهکاری به بست برود.
رسم قمه کشی را برانداخت . در تهران رسم بود که جوانان قمه می بستند. وی گفت:
هر که می خواهد قمه ببندد، اما آن کس که تیغ ازغلاف بیرون آورد، چه کسی
خواهدبود؟
به دنبال این سخن هر چه در شهر نزاع می شد کسی جرات تیغ کشیدن از نیام را نداشت
و چون مردم پس از یک ماه چنین دیدند، قمه بستن را ترک کردند.
امیر برای تمیشت امور به خزانه خالی مملکت، سروسامان داد و حقوق بسیاری از
درباریان و وابستگان آنها راقطع کرد و همچون قائم مقام، برای شاه نیز" پول
توجیبی" مقرر نمود.
از دیگر اقدامات مهم امیرکبیر، تأسیس اداره آگاهی بود .
او برای آن که از روابط کارگزاران و مأموران دولت با مردم مطلع باشد اداره ای
مخصوص و سرّی تشکیل داد که مشخصات کارکنان آن کاملاً مخفی بود . مأموران این
اداره در لباس چوپان، گدا، فروشنده دوره گرد، راهزن و ... همه جا نفوذ داشتند و
هر جا کار خلافی از کسی سر می زد، بی درنگ امیر را با خبر می کردند. در واقع
امیر به جای دو چشم و دو گوش ، هزاران چشم و گوش داشت.
وی جهت بسط عدالت، محاکم شرع را به علمای صالح سپرد ، رسم شکنجه را برانداخت و
با نوآوری در عرصه سیاست ، سعی کرد مردم را با علوم جدید آشنا سازد.
او مایه کوبی آبله را اجباری ساخت و هر کس از بیماری آبله می مرد، بستگان او را
پنج تومان جریمه می کرد.
ایجاد چاپارخانه برای مرسولات پستی از دیگر اقدامات امیر بود. ایجاد میدان
توپخانه و عمارت آن و همچنین سبزه میدان تهران، که قبلاً محل اعدام افراد خاص
بود نیز، از دیگر کارهای عمرانی وی به شمار می آید.
نکته جالب توجه در تیزبینی امیر، ساختن خانه برای مردم بود ، او دویست خانه در
بیرون شهر بنا کرد.
تاسیس مدرسه دارالفنون و راه اندازی نخستین روزنامه در ایران به نام وقایع
اتفاقیه ، دو گام بزرگ دیگر امیر بود ، ایجاد کارخانه های پارچه بافی ، شکر
ریزی ، چینی و بلورسازی، کاغذ سازی ، چدن ریزی و فلزی از دیگر کارهای مثبت امیر
بود.
امیر کبیر این مرد نامدار در دوران صدارت خویش اقدامات بسیاری را برای ملت و
کشور خویش انجام داد.
آنچه همواره نام امیر کبیر را در نهضت علم و دانش ماندگار خواهد کرد، همانا
تأسیس مدرسه دارالفنون به سبک جدید و استخدام معلمین و استادان خارجی است که در
کنار آنها اساتید برجسته ایران هم بودند و تدریس میکردند. گرچه بعد از تأسیس
این مدرسه آنچه امیرکبیر در زمان حیاتش در نظر داشت متحقق نشد و حسودان
امیرکبیر چون میرزا آقاخان نوری سلطه و نفوذ یافتند و اغراض و امیالشان را در
این امر مهم دخالت دادند، از جمله بردن صد نفر شاگرد از شاهزادگان به نزد
ناصرالدین شاه تا در این مدرسه تعلیم یابند. افسوس که یک روز پس از عزل
امیرکبیر، معلمان فرنگی وارد تهران میشوند و گویی او را در حال توقیف ملاقات
میکنند. میرزا آقاخان نوری با وجود آمدن معلمان از فرنگ، هنوز سعی در تعطیلی
دارالفنون دارد که ناصرالدین شاه مخالفت میکند.
سرانجام دشمنی امثال آقاخان نوری و مهدعلیا و... و نادانی ناصرالدین شاه باعث شد تا در 20 محرم 1268 هجری قمری، امیرکبیر از صدارت معزول شود و در 25 محرم از امارت نظام و از تمام مشاغل دولتی برکنار گردد و چند روز بعد به کاشان تبعید شود. سرانجام به فرمان نامرد روزگار ناصرالدین شاه به دست نالایقی چون حاج علیخان مراغهیی معروف به حاجبالدوله به طرز فیجعی در حمام فین کاشان به لقاء حق برسد.
بارالها! او را که در راه اعتلای دین تو ، برای رفاه و آسایش ملت و در جهت بالندگی کشور خویش گام برداشت ، قرین رحمت خود فرما
ماه ربیع الاول، سومین ماه تاریخ هجری قمری و از ماههای معروف و سرنوشت ساز تاریخ اسلام است.
حوادث و رویدادهای مهمی در این ماه به وقوع پیوست که سرنوشت بشریت را دگرگون ساخت، بدین جهت از جایگاه مهم و ویژهای برخوردار است و مسلمانان عالم همیشه آن را با دیدگاه خاصی مینگرند.
علت نامگذاری هفته وحدت
فاصله
میان ۱۲ ربیع الأول که سالکَرد ولادت بیامبر اکرم (ص) بنا بر روایات أهل
سنت تا ۱۷ ربیع الأول که تاریخ ولادت رسول الله محمد صلى الله علیه و آله
بنا بر روایات موجود در شیعه است ، از سوی امام خمینی ره ، به عنوان هفته
وحدت نامکَذاری شده است . ارکَانی رسمی هم با نام ( مجمع تقریب بین مذاهب
اسلامی ) رسما الان در حال فعالیت هست ( ابتدا زیر نظر سازمان فرهنکَـ و
ارتباطات بود اما اکنون جند سالی است که به شکل مستقل کار می کند و از این
سازمان جداشده است ، و هر ساله کنفرانسهایی برگزار می کند ، که کنفرانس بین
المللی وحدت در هفته وحدت هر ساله در تهران برکَذار می شود و علمای بزرکَـ
را از کشورهای مختلف دور هم جمع می کند . و همواره از شخص مقام معظم هبری
تا همه مسولین این مملکت تأکید دارند که وحدت میان مسلمانان باید ایجاد شود
و عوامل تفرقه خشکانده شود.
به امیدروزی که به این آرزوی دیرینه قرآن،اسلام،پیامبر،امام،رهبروهمه مسلمین جامه عمل پوشانده شود
پس به پیش بسوی وحدت واتحاد اسلامی دربرابرکفروشرک ونفاق واستکبارواستثمار
تاریخ هفته وحدت
دوازده تا بیست ودو ربیع الاول هفته وحدت امت اسلامی
دلیل نام گذاری هفته وحدت چیست
۱-به دلیل این که دین اسلام دین کامل و تحریف نشده یکتاپرستی است.
۲-برای حفظ وحدت میان اهل سنت وشیعه که در زادروز رسول ا… اتفاق نظرندارند.
۳-برای این که قرآن کتابی است آسمانی و جامع که برای راهنمایی همه بشریت نازل شده.
۴-به دلیل پیروزی انقلاب اسلامی که مدیون وحدت امت اسلامی است
شعر هفته وحدت
امشب رسیده رهبری که معنی دینه
باید برای عرض ادب برم مدینه ۲
تویی همه ی دین من آرامش و تسکین من
ای مظهر آیین من ابا الزهرا ۳
شراب چشات کوثره شور عاشقیت محشره
دل تو جای حیدره ابا الزهرا ۳
********
با اومدن تو دلامون به شور و شینه