

از میان فرزندان بزرگوار حضرت امام
موسى بن جعفر(ع)، دو فرزند ایشان یعنى حضرت امام على بن موسى الرضا (ع) و
حضرت فاطمه کبری (ع) ملقّب به معصومه، از ویژگی های خاص برخوردار بوده اند
تا ادامه دهنده خطّ امامت بعد از پدر باشند.
آن حضرت به همراه امام رضا (ع) هر دو
در دامان پاک یک مادر بزرگوار به نام حضرت نجمه خاتون (س) که از مهاجران
مغرب بود، رشد و پرورش یافته اند. این در حالى است که پدر بزرگوارشان
پیوسته در زندان هارون الرشید بسر مى بردند و سرانجام در همان زندان،
هنگامى که حضرت معصومه (س) در سن ده سالگى بود، به شهادت رسیدند و از آن
زمان به بعد حضرت معصومه (س) تحت مراقبت برادرش امام رضا (ع) قرار گرفت.[1]
حضرت معصومه (س)، معصوم به معنایی که
در مورد پیامبران و امامان به کار می رود نبوده، امّا ایشان دارای طهارت
روح و کمالات معنوی بالایی بودند، به گونه ای که به زائرانش وعده بهشت داده
شده است
اطلاق «معصومه» بر فاطمه دختر موسی بن جعفر (ع)
نام
حضرت معصومه، فاطمه است. در کتاب های روایی و تاریخی نیز، از آن حضرت با
عنوان فاطمه بنت موسى بن جعفر (ع) یاد شده است،[2] امّا صدها سال است که آن
حضرت با این لقب مشهور هستند،[3] و این لقب نزد ایرانیان تبدیل به اسم
برای ایشان شده است.
حضرت معصومه (س)، معصوم به معنایی که در مورد
پیامبران و امامان به کار می رود[4] نبوده، امّا ایشان دارای طهارت روح و
کمالات معنوی بالایی بودند، به گونه ای که به زائرانش وعده بهشت داده شده
است.[5]
لازم به ذکر است که عصمت امر نسبی
است. با توجه به روایاتی که در شأن و منزلت حضرت معصومه وارد شده است،[6]
می توان مرتبه ای از عصمت – نه در حد ائمه- برای ایشان قائل شد. این مسئله
در حق چنین بانویی بعید به نظر نمی رسد؛ چرا که این حد از عصمت به معنای
دوری از گناه در زندگی عالمان بزرگ نیز فراوان مشاهده می شود.
ورود حضرت معصومه (س) به قم
در
سال 2ظ ظ هجرى قمرى در پى اصرار و تهدید مأمون عباسى سفر تبعید گونه حضرت
رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون این که کسى از بستگان و اهل بیت
خود را همراه خود بیاورند راهى خراسان شدند.
حضرت معصومه یک سال بعد از هجرت تبعید
گونه حضرت رضا (ع) به مرو، در سال 201 هجری قمری، به شوق دیدار برادر و
ادای رسالت زینبی و پیام ولایت، به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان
به طرف خراسان حرکت کرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد.
در شهر ساوه عده اى از مخالفان اهل بیت که از پشتیبانى مأموران حکومت
برخوردار بودند، سر راه کاروان آنان را گرفته و با همراهان حضرت وارد جنگ
شدند، در نتیجه تقریباً همه مردان کاروان به شهادت رسیدند، حتى بنابر نقلى
حضرت (س) معصومه را نیز مسموم کردند.
عصمت امر نسبی است. با توجه به
روایاتی که در شأن و منزلت حضرت معصومه وارد شده است،می توان مرتبه ای از
عصمت – نه در حد ائمه- برای ایشان قائل شد. این مسئله در حق چنین بانویی
بعید به نظر نمی رسد؛ چرا که این حد از عصمت به معنای دوری از گناه در
زندگی عالمان بزرگ نیز فراوان مشاهده می شود
به هر حال، یا بر اثر اندوه و غم زیاد
از این ماتم و یا بر اثر مسمومیت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س) بیمار
شدند و چون دیگر امکان ادامه راه به طرف خراسان نبود، قصد شهر قم را نمود.
حدوداً در روز 23 ربیع الاول سال 2ظ 1 هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم
شدند. و در محلى که امروز «میدان میر» نامیده مى شود در منزل «موسى بن
خزرج» فرود آمدند و افتخار میزبانى حضرت نصیب او شد.
آن بزرگوار به مدت 17 روز در این شهر
زندگى کرد. محل زندگی و عبادت آن حضرت در مدرسه ستیه به نام «بیت النور»
بود که هم اکنون محل زیارت ارادت مندان آن حضرت است.[7]
پی نوشت ها :
[1] . برگرفته از سایتharam.masoumeh.com
[2]. شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا (ع)، ج 2، ص 267، چاپ اول، نشر جهان، تهران، 1378 ق.
[3]. ر. ک: مجلسی، بحار الانوار، ج 106، ص 168,
[4].
معصوم کسی است که به لطف خدا از هرگونه آلودگی به گناه و کارهای زشت و
ناشایست و پلید امتناع کند، آن هم نه به گونه جبری، بلکه در حالی که توان
انجام آنها را داشته باشد، نیز از هرگونه اشتباه و خطایی به دور است. حضرت
امام جعفر صادق (ع) در این خصوص می فرماید: ”المعصوم؛ هو الممتنع بالله من
جمیع المحارم. و قد قال الله تبارک و تعالی: و من یعتصم بالله فقد هدی الی
صراط مستقیم؛ معصوم کسی است که توسط خدا از همه گناهان حفظ می شود و خداوند
در این باره فرمود: هر آن که به حفظ الاهی بپیوندد، به یقین به راه راست
هدایت شد، شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص 132، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1361
هـ ش، برگرفته از نمایه مفهوم عصمت و امکان عصمت افراد شماره 249 در سایت
اسلام کوئست.
[5]. عاملى، شیخ حر،
وسائلالشیعة، ج 14، ص 576، ح 94، مؤسسه آل البیت (ع)، قم، 1409 هـ ق،
مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ فِی ثَوَابِ الْأَعْمَالِ وَ
عُیُونِ الْأَخْبَارِ عَنْ أَبِیهِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى بْنِ
الْمُتَوَکِّلِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدِ
بْنِ سَعْدٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا (ع) عَنْ زِیَارَةِ
فَاطِمَةَ بِنْتِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ (ع) بِقُمَّ فَقَالَ مَنْ زَارَهَا
فَلَهُ الْجَنَّة.
[6]. ر. ک: حر عاملی، وسائل الشیعة، ج 14، ص 576، ح 19850 و 19851,
[7].بر گرفته از سایت حضرت معصومه با تلخیص.
منبع :
زندگانی حضرت معصومة علیها السلام (حیات الست) ؛ مهدی منصوری
در هفدهم مرداد ماه سال 1377، محمود صارمی خبرنگار خبرگزاریِ جمهوری اسلامی، به همراه هشت نفر از اعضای کنسولگری ایران در مزار شریف افغانستان به دست گروهک تروریستی طالبان به شهادت رسید. به همین مناسبت، شورای فرهنگ عمومی، هفدهم مرداد ماه هر سال را به عنوان «روز خبرنگار» نامگذاری کرد. این روز ارزشمند اجتماعی، بر همه خبرنگاران، روزنامه نگاران و نویسندگان گرامی باد.
در روزگاری که از آن به عصر اطلاعات و فن آوری نام می برند، قطعا نقش خبرنگار به عنوان ابزار اطلاع رسانی، نقشی حیاتی و انکار نشدنی دارد. در دنیای کنونی با وجود فن آوری های ارتباطیِ پیشرفته و متعدد در امر دست یابی سریع به اطلاعات و منابع مختلف و با وجود درگیری هایی که به طور آشکار در بیشتر نقاط این کره خاکی فراگیر شده، کسب اطلاعات صحیح و قابل اطمینان، تنها از راه خبرنگارانی درست کار شدنی است. خبرنگاران که از مهره های اساسی این مهم به شمار می آیند، باید با قبول خطرهای فراوان،به واقعیت مسأله پی ببرند و آن را به مردمان برسانند.
حرفه خبرنگاری، باخبر سر و کار دارد و آن را به شیوه های گوناگون به مخاطبان خود می رساند. این خبر، باید ویژگی هایی داشته باشد تا مورد توجه بینندگان، شنوندگان و خوانندگان قرار گیرد. خبر خوب، خبری است که درست، روشن و جامع باشد. اگر خبر درست نباشد، مردم اندک اندک به خبررسان شک می کنند و منبع خبری خود را تغییر می دهند. در قرآن کریم هم می خوانیم: «اگر فاسقی برایتان خبری آورد، بدون تحقیق حرفش را نپذیرید». نیز خبر باید با صراحت و روشنی، و به دور از ابهام و کنایه به دست مخاطب برسد. هم چنین خبری کامل است که به پرسش هایی که برای مخاطبانِ خبر به وجود می آید، پاسخ بدهد.
در دنیای کنونی که همگان سرگرم کار خویش اند و چندان به عملکرد حاکمان و نقد و بررسی آن ها توجه ندارند، این خبرنگاران رسانه ها هستند که با تیزهوشی ودقت، نقش واسطه بین مردم و مسئولان را ایفا می کنند. آن ها، از یک طرف درد دل مردم را می شنوند و به مقامات بالا انتقال می دهند، و از سوی دیگر، پاسخ های مسئولان را به آگاهی مردم می رسانند. نقد عملکرد خوب یا بد حاکمان در رسانه ها، از دیگر وظایف خبرنگاران است که به بالندگی نظام و نیز پاسخگو بودن مسئولان یاری می رساند.
به راستی چه کسی می داند در زمان دفاع و جنگ تحمیلی، آن هنگام که رزمندگان در جبهه ها زیر بمباران اطلاعاتیِ رسانه های غربی و عربی بودند، چه کسانی خطر را به جان می خریدند و از بین گلوله ها، خمپاره ها و میدان های مین، گزارش و خبر تهیه می کردند؟ به بنیاد شهید انقلاب اسلامی که مراجعه کنی، نام 244شهید، 50 جانباز و 12 آزاده خبرنگار را ثبت شده می بینی. این عزیزان و همه خبرنگاران راست کردار دفاع مقدس، با از جان گذشتگی وارد معرکه نبرد حق علیه باطل می شدند و قلم و دوربین به دست، به ثبت وقایع می پرداختند تا آیندگان بدانند که جهانخواران و زورگویان چه بر سر ملت مظلوم و انقلابی ایران آورده بودند. یادشان هماره گرامی باد.
به طور کلی خبرنگار در محل وقوع رویدادها، چشم و گوش رسانه و چشم و گوش مردم است. او باید با استفاده از ویژگی های خدادادی و نیز خصوصیاتی که در دوره های آموزشی دیده، به کشف حقیقت ها بپردازد و آن را در کمترین زمان به مخاطبان خود برساند. گاه خبرنگاران تیزهوشی پیدا می شوند که با توجه به حوادث پیش آمده و نیز تجربه های گذشته، به پیش بینی حوادث آینده می پردازند و به مردم، در مورد منافع ملی، اعتقادات و نیز فرهنگ حاکم هشدارهایی می دهند. خبرنگار خوب، خبرنگاری است که از خطر کردن نهراسد و همواره به دنبال کشف حقیقت باشد.
یکی از مهم ترین ویژگی های خبرنگار، داشتن عشق و علاقه و قریحه خبرنگاری است. بر این اساس، کسی باید وارد عرصه جذّاب و در عین حال پر مخاطره خبرنگاری شود که ضمن داشتن این استعداد ذاتی، از هنر واژه گزینی، شمّ خبری، حوصله زیاد و نگاه موشکافانه و دقیق نیز برخوردار باشد و با پرهیز از احساسات، بکوشد رویدادها را همان طور که اتفاق افتاده منتشر کند، نه آن طور که خود می خواسته اتفاق بیفتد.
سرعت در تصمیم گیری و انتقال سریع خبر، از ویژگی های اساسی خبرنگاری است. حساسیت کار اطلاع رسانی، نیاز مخاطبان به دانستن سریع و به موقع خبرها برای اتخاذ تصمیم درست و نیز افزایش رسانه ها و رقابت میان آن ها، بر ضرورت «سرعت» در کار خبررسانی افزوده است. کمترین تعلل در انعکاس سریع رویدادها، به کاهش اعتبار رسانه و در ادامه، مرگ رسانه و بی خاصیت شدن آن می انجامد. البته باید توجه داشت که هیچ گاه نباید سرعت انتشار را جانشین صحت و درستی خبر کرد؛ زیرا دروغ پراکنی، در نهایت به ضرر کمپانی خبری خواهد بود و اعتماد مخاطبان را به رسانه کاهش خواهد داد.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در حدیثی فرموده است: «حق را بگو و در راه خدا از ملامت هیچ ملامت گری نهراس». ویژگی حق محوری، حق طلبی و حق گویی، از مهم ترین ویژگی های یک خبرنگار موفق و خداترس است. در مقابل، سخن چینی، بدگویی و به جان هم انداختن مردمان، از ویژگی های نکوهیده ای است که هر انسان عاقلی از آن ها بیزاری می جوید. پس چه نیکوست که صاحبان بنگاه های خبری و نیز خود خبرنگاران، همواره به دنبال واقعیت باشند و از جنجال آفرینی و بد کردن مردم با هم بپرهیزند.
شهید محمود صارمی، در سال 1348 در یکی از روستاهای اطراف بروجرد به نام «چهار بره» به دنیا آمد. شهید صارمی در کنکور سراسری، در رشته جغرافیای انسانی در دانشگاه تهران قبول شد و به همین علت تهران را برای زندگی برگزید. او پس از گذراندن چند ترم، از طریق بسیج دانشجویی دانشگاه تهران راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شد و مدت هفده ماه در آن جا ماند و سپس به دانشگاه بازگشت و به ادامه تحصیل پرداخت. در سال 1370 مشغول به همکاری با خبرگزاری جمهوری اسلامی گردید و سال 1371، در حالی که به تحصیلات خود در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه شهید بهشتی ادامه می داد، ازدواج نمود.. او پس از چهار سال، به سمت دبیر سرویس فارسی ایرنا برگزیده شد. شهید صارمی در 26 دی ماه سال 1375 به عنوان مسئول دفتر خبرگزاری ایرنا در افغانستان، راهی مزار شریف شد و حدود دو سال بعد، در هفدهم مردادماه 1377، در نهایت مظلومیت به دست گروه طالبان به شهادت رسید. یادش گرامی باد.
شهید محمود صارمی، مردم مظلوم افغانستان را هم چون خانواده خود دوست داشت. او با آن ها بر سر یک سفره می نشست و از درد و مشکلات ایشان رنج می برد. محمود به قدری با آن مردم مأنوس شده بود که درد آن ها را درد خود می دانست و در سرمای زمستان، لباس های گرم خود را به ایشان می بخشید. همسر شهید صارمی در مورد او می گوید: «بهترین واژه ای که در مورد ایشان می توانم بگویم این است که شهید صارمی، یک دوست خوب برای من بود. او واقعا یک مدیر بود و در تمام مراحل زندگی، با برنامه ریزی عمل می کرد». پدر شهید صارمی هم در مورد او می گوید: «شهید صارمی در دوران کوتاه عمر پربار خود، سختی های فراوانی کشید. خانواده صارمی از او تنها به عنوان یک دوست یاد نمی کند، بلکه او را انسانی قوی معرفی می کند که در همه زمینه ها استعداد داشت و یکی از افتخارات مردم بروجرد بود».

برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت gilanpl.ir مراجعه کرده و یا با شماره تماس 33247771 تماس حاصل فرمائید.
واژه «عید» از ریشه عود گرفته شده و به معناى بازگشت است، و واژه «فطر» از فطرت گرفته شده و به معناى سرشت است. بنابراین عید فطر؛ یعنى بازگشت به فطرت و سرشت.
بازگشت از این نظر که آیا رابطه ما با فطرت پاک انسانى به طورصحیح برقراراست یا نه؟ آیا آن اعماق روح و فطرت پاکى که خداوند به ما داده و بر اثرحجابهاى جهل، انحراف و گناه، زنگار بر رویش نشسته، در کلاس ماه رمضان زنگارها زدوده شدهاند یا نه؟ که اگر چنین است باید ابتداى نجات وآغاز پیروزى بر طاغوت نفس را در نماز عید فطراعلام بدارند و جشن بگیرند. به عنوان این که: آن چه را در ماه رمضان آموختهاند و در راه خودسازى و بهسازى به کار بردهاند ابراز بدارند، با کلمات و حرکات، بلکه در قلب و درون، با تمام وجود و احساس، و با شعارآمیخته با شعور و فریاد برون و درون که: «الله اکبر، الله اکبر، لا اله الا الله و الله اکبر ولله الحمد والحمدلله على ما هدانا وله الشکرعلى ما اولانا؛ خدا بزرگتراز آن است که توصیف گردد. آرى چنین است، معبودى جز خداى یکتا و بىهمتا نیست، و خدا بزرگتراز آن است که وصف شود، حمد و سپاس اختصاص به ذات پاک خدا دارد به خاطر آن که ما را در راستاى پاکسازى و بهسازى هدایت کرده، و شکر او را که جمعیت ما و امت ما را برترین جمعیت و امت قرار داده است.» رمضان اندک اندک پایان مىپذیرد، و به انتهاى خود مىرسد، مسلمانان درمکتب رمضان و روزه، در پرتو آیات قرآن و نیایشها وتقویت صبرواراده، پس از فراگیرى و آموزش به خودسازى پرداختهاند؛ اینک جشن مىگیرند که در راه پر دستانداز جهاد اکبر، با گامهاى استوارعبورکردهاند و به مقصود رسیدهاند. چرا که براى انسان بازگشت به خویشتن، فرا رسیدن بهارمعنویت است؛ مانند درختانى که پس ازگذران زمستان سرد، به بهار رسیدهاند و در مسیرحرکت قرار گرفتهاند، به راستى چه عیدى شیرینتر و چه پیروزىاى شکوهمندتر از بازگشت به خویشتن، و پیروزى برطاغوت نفس اماره؟ که فطرت را زیر پاى سهمگین خود منکوب کرده است.

ولى آیا مىدانید که اگرعید فطرت و خودسازى نباشد، عیدهاى دیگرتکمیل نخواهد شد. اگر چنین عیدى درزندگى انسان تحقق یابد همه روز، روزعید است؛ چنان که امیرمومنان على(ع) فرمود: «انما هوعید لمن قبل الله صیامه و شکر قیامه، و کل یوم لا یعصى الله فیه فهو عید؛(1) امروزتنها عید کسانى است که روزه آنها در پیشگاه خدا پذیرفته شود، و عبادتهاى شبانه آنها مورد پذیرش خداوند شده باشد، و هر روزى که گناه نکنى روزعید تو است.» حضرت على(ع) این سخن را از سرچشمه وحى گرفته بود، چرا که وقتى خطبه رسول خدا(ص) را درمسجد پیرامون فضایل ماه رمضان شنید، از آن حضرت پرسید: «بهترین کار در ماه رمضان چیست؟» پیامبر(ص) پاسخ داد: «الورع عن محارم الله عزوجل؛ (2) ورع و پرهیزکارى ازآن چه خداوند حرام نموده است مىباشد؛ یعنى همان خودسازى و بازگشت به فطرت پاک توحیدى.»
در قرآن مجید کلمه عید یک بار آمده، که در رابطه با حضرت عیسى(ع) و حواریون و شاگردان مخصوص او است، به این ترتیب که: آن شاگردان مخصوص براى تکمیل ایمان خود به عیسى(ع) گفتند: «آیا پروردگار تو مىتواند غذایى از آسمان (مائده) براى ما بفرستد؟» حضرت عیسى(ع) از این تقاضا که بوى شک و تردید مىداد، نگران شد و به آنها فرمود:
«از خدا بترسید اگرایمان دارید.» ولى به زودى حضرت عیسى(ع) دریافت که مقصود آنها مشاهده معجزه بزرگ از عیسى(ع) است، تا در پرتو دیدارآن، قلبشان پاک و سرشار از اطمینان و یقین گردد، ازاین رو به خدا عرض کرد: «اللهم ربنا انزلعلینا مائده من السماء تکون لنا عیدا لاولنا وآخرنا وآیه منک؛ (3) خداوندا! مائدهاى از آسمان برما بفرست تا عیدى براى اول و آخرما باشد و نشانهاى ازتو.»
و از آن جا که روز نزول مائده روز بازگشت به پیروزى و پاکى و ایمان به خدا بوده است، حضرت مسیح (ع) آن را «عید» نامیده است، و مطابق روایات چون «مائده» در روز یکشنبه نازل شده، مسیحیان این روز را مانند جمعه ما مسلمانان، روزعید مىدانند و تعطیل مىکنند. نتیجه این که در قرآن کلمه «عید» به عنوان تکمیل ایمان، و وصول به مرحله یقین که اساس خودسازى است، مطرح شده است.
بنابراین ما که پیرو قرآن هستیم، باید به مسئله عید به عنوان محور پاکسازى و بهسازى بنگریم. عید فطر وقتى براى ما عید واقعى است که در مسیرخودسازى، پیروز شده باشیم، و تحول عمیقى در ما پدیدار شده باشد.
اما در مورد فطرت، باید توجه داشت که قرآن با صراحت، خدا شناسى و دین را مسئلهاى فطرى مىشمرد. آیات متعددى در قرآن به این مطلب دلالت دارد، از جمله در آیه 30 روم مىخوانیم: «فاقم وجهک للدین حنیفا فطرة الله التى فطرالناس علیها لاتبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم؛ اى پیامبر! روى خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن، این فطرتى است که خداوند انسانها را برآن آفریده، دگرگونى در آفرینش خدا نیست.» این آیه با صراحت، بیان کننده آن است که دین اسلام بر اساس فطرت و سرشت و نهاد انسان مىباشد، و دستورهاى آن، همه وهمه هماهنگ با درون ذات وجود انسان است، و اگر فطرت از دستبرد جهل، خرافات، تبلیغات غلط و تربیتهاى ناسالم، محفوظ باشد، همان را مىخواهد که آیین ناب اسلام آن را مىخواهد، و خداوند آئینش را براساس نیازهاى فطرى بشر تدوین نموده است. و اگر انسان داراى فطرت نخستین، به دور از حجابها و زنگارها باشد، بدون هیچگونه تردید و دغدغه، راه توحید و دستورهاى صحیح الهى را مىپسندد و برمىگزیند، معناى جهاد اکبر و مبارزه بىامان با طاغوت نفس این است که پردهها و حجابها و زنگارها را از روى فطرت پاک برداریم و آن را پیروى کنیم.
فطرت عقل یعنى استدلال روشن عقلى، که انسان بعد از رسیدن به کمال عقل با مشاهده نظام جهان و دقت در اسرارهستى، بىدرنگ به این حقیقت منتقل مىشود که محال است، این نظام و اسرار شگفتانگیز معلول مبدئى فاقد عقل و شعور باشد و این «عقل فطرى» بدون نیاز به استاد و معلم به مقصود مىرسد، ولى فطرت مفهوم دیگرى نیز دارد که از آن تعبیر به «فطرت دل» مىشود، که تفسیر فطرى بودن دین با این تعبیر، صحیحتر و مناسبتر به نظر مىرسد. و منظور از آن این است که انسان وقتى به اعماق جانش مىنگرد، نور حق را مىبیند، و ندایى را با گوش دل مىشنود، ندایى که او را به سوى مبدا علم و قدرت بىنظیر هستى دعوت مىکند، که گاهى از آن تعبیر به «درک وجدانى» مىشود، مانند آن که وقتى انسان یک گل زیبا را مىبیند، بدون مقدمه و استدلال به زیبایى آن پى مىبرد و از آن لذت مىبرد. اینک پس از این بیان، به اصل بحث باز مىگردیم که «عید فطر» به معناى بازگشت به فطرت است، یعنى مساله جهاد اکبر و خودسازى در ماه رمضان، انسان را به مقامى مىرساند که پردههاى جهل، هواپرستى و خرافات و هرگونه موانع ضد فطرت، از سر راه فطرت برداشته مىشود، و انسان مسلمان در این هنگام به فطرت ناب خود که از درون ذات وجودش مىجوشد بازمىگردد، همان فطرتى که آیینه صاف خدانما و حق نما است؛ همان پیامبر باطن که اگر از اسارت زنجیرهاى جهل و هواپرستى آزاد گردد، راهنماى کامل و دقیق انسان به سوى کمالات است. و به طور روشن موجب سعادت انسان مىگردد.
هرگاه انسان در پرتو فیوضات و برکات ماه رمضان و عبادت روزه، به این درجه رسید، به حقیقت مفهوم عید فطر رسیده است، و آغاز ماه رمضان در واقع براى او عید است و باید جشن پیروزى بگیرد، وگرنه هرگز براى او عید نخواهد بود.
جالب این که در آیه مذکور، دین «قیم» و استوار و به عبارت دیگرخالص و ناب، آن دینى است که با فطرت بىآلایش و سالم آمیخته شده باشد.
نکته قابل توجه این که شواهد زنده متعدد عینى وجود دارد که نشان دهنده فطرى بودن ایمان به حق است؛ مانند واقعیتهاى تاریخى که نشان مىدهد، در میان هر ملتى درهر دورهاى اعتقاد به خداشناسى و مذهب وجود داشته است، چنان که شواهد باستان شناسى و آثار وعلائم به جا مانده از دورههاى قبل از تاریخ بیان کننده این واقعیت است.
مطالعات روانى و اکتشافات روان کاوى در ابعاد روح انسان نیزشاهد دیگرى بر فطرى بودن اعتقادات دینى است، روانشناسان چهار تمایل عالى و اصیل را به عنوان ابعاد چهارگانه روح معرفى مىکنند که عبارتاند از حس دانایى، حس زیبایى، حس نیکى، و حس مذهبى. که این خود نیز دریچه دیگرى بر فطرى بودن دین است. (4)
شاهد دیگر بر واقعیت فطرى بودن دین حق، «ناکامى تبلیغات ضد مذهبى» است، که در همه جاى دنیا مشاهده مىشود، فروپاشى شوروى و کمونیسم درعصر حاضر یکى از نمونههاى آن است. و هم چنین تجربیات شخصى در سختىها و رنجها شاهد دیگر بر توجه انسان به خواست فطرت یعنى خداجویى و پناه آوردن به حق است، که در قرآن در آیات گوناگونى به این مطلب اشاره شده است.
این بحث را با چند گفتار از پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) پایان مىبریم:
در حدیث معروفى از پیامبراکرم(ص) مىخوانیم فرمود: «کل مولود یولد علىالفطرة حتى لیکون ابواهما اللذان یهودانه و ینصرانه؛ (5) هر نوزادى بر فطرت اسلام و دین خالى از شرک آفریده شده است، و رنگهایى همچون یهودیت و نصرانیت انحرافى است که از طریق پدر و مادر به آنها انتقال مىیابد.» و امیرمومنان در ضمن گفتارى مىفرماید: «فبعث فیهم رسله، و واترالیهم انبیائه لتستادوهم میثاق فطرته؛(6) خداوند رسولان خود را به سوى انسانها فرستاد و انبیاى خود را یکى پس از دیگرى ماموریت داد تا وفاى به پیمان فطرت را از آنها مطالبه کند.» نتیجه این که نباید فطرت را که همانند آیینه خدانما و حقجو، در درون، ما را راهنمایى مىکند، و آیین حق را نشان مىدهد به باد فراموشى بسپاریم، بلکه باید در پرتو جهاد اکبر به ویژه در ماه رمضان خود را به این مرحله برسانیم تا از این پیامبر و چراغ فروزان درون بهرهمند گردیم.
2- شیخ صدوق، عیون اخبارالرضا، ج1، ص295.
3- مائده / آیه 114.
4- برای اطلاع بیشتربه کتاب «حس مذهبى یا بعد چهارم روح انسانى» ترجمه مهندس بیانى رجوع نمایید.
5- علامه طبرسى، تفسیرجمع الجوامع، ذیل آیه 30 روم.
6- سید رضى، نهج البلاغه، خطبه اول.
"حجةالاسلام والمسلمین محمد محمدى اشتهاردى"