قدس، قبله نخستین و حرم دوم مسلمانان جهان، وطن میلیون ها آواره فلسطینی است که استکبار جهانی آن سرزمین را از دست ساکنانش خارج ساخت و تحت سلطه نیروهای اشغالگر قدس قرار داد.
از همان نخستین سال های اشغال پاره تن اسلام، با مقاومت فلسطینیان و اعتراض مسلمانان و دیگر انسان های آزاده جهان، نهضت مقابله با اسرائیل و حمایت از فلسطین مظلوم شکل گرفت. با پیروزی انقلاب اسلامی، ملت مسلمان ایران به ویژه پس از صدور پیام تاریخی امام امت در سال 1358 مبنی بر نام گذاری آخرین جمعه ماه رمضان به عنوان روز جهانی قدس، مسئله آزادسازی فلسطین از چنگال غاصبان قدس را سرلوحه آرمان های خویش قرار داد. از این رو، همه ساله، روز قدس را به روز فریاد کشیدن بر سر ستم کاران تاریخ و به لرزه درآوردن پایه های سست رژیم اسرائیل تبدیل کرده است.
بیت المقدس به عنوان مهم ترین شهر فلسطین، از نظر اسلامی اهمیت ویژه ای دارد؛ زیرا مسجدالاقصی، نخستین قبله مسلمانان در این شهر تاریخی است.
از آغاز هجرت پیامبر اسلام به مدینه تا سال دوم هجری، قبله پیامبر در هنگام نماز و نیایش، بیت المقدس بود و بی شک، پیش از هجرت نیز در سیزده سالی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مکه مکرمه اقامت داشت، رو به بیت المقدس می ایستاد و نماز می گزارد. از این رو، این شهر، قبله نخستین، بلدالامین و حرم امن شناخته می شود.
افزون بر این، مسجدالاقصی هنگام معراج رسول اکرم صلی الله علیه و آله نیز ارزش و قداست خود را نشان داد، به گونه ای که خداوند می فرماید شبانه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را از مسجدالحرام به مسجدالاقصی ـ که اطراف آن را پربرکت گردانیده است ـ سیر داد تا آیات و نشانه های الهی را به او نشان دهد.
حضرت امام خمینی رحمه الله در پیام خود در سال 1358، با نام گذاری آخرین جمعه ماه مبارک رمضان به «روز قدس» فرمود: «من در طی سالیان دراز، خطر اسرائیل غاصب را گوشزد مسلمین نمودم. ... من از عموم مسلمانان جهان و دولت های اسلامی می خواهم برای کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبانان آن، به هم بپیوندند و جمیع مسلمانان جهان را دعوت می کنم آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را که از ایام قدر است و می تواند تعیین کننده سرنوشت مردم فلسطین نیز باشد، به عنوان روز قدس انتخاب و طی مراسمی، هم بستگی بین المللی مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونی مردم مسلمان اعلام نمایند».
امام راحل با تدبیر الهی خویش و نام گذاری روز قدس، مبارزه با اسرائیل و دفاع از حقوق ملت مظلوم فلسطین را به عنوان تکلیفی اسلامی به همه مسلمانان از فرقه ها و ملیت ها و زبان های گوناگون گوشزد کرد و اعلام داشت که حمایت از اسرائیل، خیانت به اسلام است.
در طول دهه پنجاه خورشیدی، حضرت امام رحمه الله در اعلامیه های گوناگون در پاسخ به نامه های مردم، دانشجویان و علما، مبارزه برای آزادسازی فلسطین و حمایت از گروه های مبارز فلسطینی را بر تمام مسلمانان واجب دانست و در تاریخ هفدهم مهر ماه سال 1357، اسرائیل را «غده سرطانی» نامید.
حضرت امام خمینی رحمه الله پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در مصاحبه ای با شبکه تلویزیونی سی بی اس امریکا به صراحت فرمود: «ملت مسلمان ایران و هیچ مسلمانی و اصولاً هیچ آزاده ای، اسرائیل را به رسمیت نمی شناسد و ما همواره حامی برادران فلسطینی و عرب خود خواهیم بود. ... اسرائیل مطرود ماست و ما برای همیشه نه نفت به او می دهیم و نه او را به هیچ وجه می شناسیم.» بنیان گذار کبیر انقلاب اسلامی همچنین در پیام برائت از مشرکین در سال 1366 فرمود: «ملت های مسلمان باید به فکر نجات فلسطین باشند و مراتب انزجار و تنفر خویش را از سازش کاری و مصالحه رهبران ننگین و خودفروخته ای که به نام فلسطین، آرمان مردم سرزمین های غصب شده و مسلمان این خطه را به تباهی کشیده اند، به دنیا اعلام کنند. ... ملت های مسلمان از مبارزه با این شجره خبیثه و ریشه کن کردن آن دست نخواهند کشید».
بی شک، یکی از اثرات کلیدی انقلاب اسلامی، ایجاد حس جمعی و وحدت اسلامی میان مسلمانان جهان بود. در حقیقت، عملکرد فرافرقه ای و جهانی حضرت امام خمینی رحمه الله در سطح جهانی اسلام، به ویژه مسئله قدس شریف، موجب وحدت و هم دلی مسلمانان بر محور اسلام و آرمان های بلند اسلامی شد.
شهید دکتر فتحی شقاقی، از رهبران برجسته جنبش اسلامی فلسطین (حماس) درباره این منطق وحدت بخش اندیشه امام خمینی رحمه الله می گوید: «هیچ چیز به اندازه انقلاب امام خمینی رحمه الله نتوانست ملت فلسطین را به هیجان آورد و احساسات آنها را برانگیزد و امید را در دل هایشان زنده کند. ... با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، ما به خود آمدیم و دریافتیم که امریکا و اسرائیل نیز قابل شکست هستند. ما فهمیدیم که با الهام از دین اسلام می توانیم معجزه کنیم. از این رو، ملت مجاهدان در فلسطین، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران را به دیده تقدیر می نگرند و امام خمینی رحمه الله را از رهبران جاوید تاریخ می دانند».
در اندیشه امام خمینی رحمه الله ، صهیونیسم حرکتی بر ضد اسلام و مسلمانان است و ایشان با نام گذاری روز قدس و تغییر این مسئله از مقوله ای صرفا عربی به مقوله ای اسلامی، جهان اسلام را به وحدت در برابر خطر بزرگ اسرائیل فراخواند. در همین راستا، ایشان در تاریخ اول اردی بهشت سال 1358 فرمود: «بر مسلمین و بر دولت های اسلامی است که باهم متحد شوند و این جرثومه فساد را از بن و بیخ برکنند».
بی گمان، انسجام اسلامی، به ویژه در شرایط کنونی، ضرورتی انکارناپذیر در جهان اسلام است. در این میان، مسئله فلسطین و آزادی قدس شریف، از جمله نقاط اشتراکی است که می تواند محور وحدت و انسجام اسلامی باشد. از این رو، روز قدس در سال انسجام اسلامی باید به دیده دیگری نگریسته شود و برای آن برنامه ریزی صورت پذیرد؛ چه آنکه هر عقل سلیمی می پذیرد که بی توجهی یا کم توجهی به آرمان فلسطین به عنوان قلب جهان اسلام، چه ضربه جبران ناپذیری به جهان اسلام وارد خواهد آورد. از این رو، بر همه ملت های مسلمان است که فراتر از شعارها و اقدامات معمولی و کم اثر، این روز بزرگ را که در حقیقت روز مقابله مستضعفان با مستکبران است، گرامی بدارند. پس در شرایطی که خطر اسرائیل، امروز متوجه همه خاورمیانه و سرزمین های اسلامی است، انسجام و وحدت مسلمانان درباره موضوع فلسطین و مقابله با خوی تجاوزگرانه اسرائیل، تنها راه سربلندی اسلام و مسلمانان است.
خطری که از روز تأسیس حکومت صهیونیستی در سرزمین اسلامی فلسطین، بیت المقدس را تهدید می کرد، سرانجام در حمله اسرائیل به کشورهای عربی در ژوئن 1967 میلادی رخ داد. بدین ترتیب، مسجد الاقصی، نخستین قبله مسلمانان جهان، به دست متجاوزان تجاوزکار صهیونیست افتاد.
دولت اسرائیل همان زمان با گستاخی تمام اعلام کرد که اداره بیت المقدس را برای همیشه در دست خواهد داشت. البته پیش از تأسیس حکومت غاصب یهود در فلسطین، رهبران جنبش صهیونیسم همیشه در آرزوی این بودند که روزگاری بیت المقدس را تصرف کنند و آن را از حاکمیت مسلمانان به درآورند، به گونه ای که آلفرد موند، از رهبران برجسته صهیونیسم در اوایل قرن بیستم میلادی، به یهودیان چنین وعده می داد: «روزی که هیکل سلیمان را تجدید بنا کنیم، خیلی نزدیک است و من در آینده حیات خود را وقف تجدید این بنا بر ویرانه های مسجد الاقصی می کنم».
یکی از مهم ترین مباحث درباره صهیونیسم، مسئله نژادپرستی آنان است که از آن دم می زنند و حتی به آن مباهات می کنند. در اینجا، به بعضی از عقاید آنها در این باره اشاره می کنیم:
1. ارواح یهود از ارواح دیگران برتر است؛ زیرا ارواح یهود جزو خداوند است، چنان که فرزند جزو پدرش است. روح های یهود نزد خداوند عزیزتر است؛ زیرا ارواح دیگران، شیطانی و مانند ارواح حیوانات است.
2. بهشت مخصوص یهود است و هیچ کس به جز آنها داخل آن نمی شود، ولی دوزخ، جایگاه مسیحیان و مسلمانان است.
3. اسرائیلی نزد خداوند بیش از فرشتگان، محبوب و معتبر است. اگر یک نفر غیریهودی یک یهودی را بزند، باید او را کشت. چنان که انسان بر حیوانات فضیلت دارد، یهود هم بر اقوام دیگر برتری دارد.
4. هرگاه یهودی و اجنبی شکایت داشته باشند، باید حق را به جانب یهودی داد، اگرچه باطل باشد. ربودن اموال دیگران از راه ربا مانعی ندارد. حیات و زندگانی دیگران ملک یهود است، چه رسد به اموال آنها.
5. ما ملت برگزیده خداوندیم. از این رو، خداوند برای ما حیوانات انسانی آفریده است، مانند مسیحیان و مسلمانان و بوداییان تا بر آنها سوار شویم.
پس از پایان جنگ جهانی دوم، یکی از سیاست های تغییرناپذیر امریکا، حمایت از اسرائیل و تلاش برای تقویت آن بوده است. البته در سال های پیدایش و اعلام استقلال اسرائیل نیز امریکا، نخستین کشوری بود که آن را به رسمیت شناخت و در تمامی سازمان ها و مجامع بین المللی از آن دفاع کرد.
در طول شش دهه اخیر، کارگزاران سیاست خارجی امریکا حمایت از اسرائیل را سرلوحه کار خویش قرار داده اند. آنها در طول این سال ها کوشیده اند در بالاترین سطح، منافع این رژیم را تأمین کنند. در این میان، استفاده از حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل متحد برای ناکام گذاشتن طرح های ضداسرائیلی، نمونه کوچکی از حمایت از رژیم صهیونیستی است.
هولوکاست از دو واژه هولو به معنای همه و کاست به معنای سوزاندن با آتش، تشکیل شده است و در اصطلاح به کشتار یهودیان در زمان هیتلر در کوره های آدم سوزی یا اتاق های گاز گفته می شود که برای نخستین بار از سوی فردی به نام الی ویزل ابداع شد.
مدعیان هولوکاست به گزاف معتقدند شش میلیون یهودی در طول جنگ جهانی دوم در اتاق های گاز با گاز سمی کشته و در کوره های آدم سوزی اردوگاه های ارتش آلمان سوزانده شده اند. نکته جالب توجه اینکه هولوکاست در زبان لاتین با حروف بزرگ نوشته می شود و به بیان صهیونیست ها، علت نوشتن این گونه واژه هولوکاست، اختصاص آن به یهودیان است.
گروه های صهیونیستی درصددند با بزرگ نمایی دردها و رنج های جمع اندکی از یهودیان، از این مسئله بهره برداری سیاسی کنند. آنان با طرح مسئله هولوکاست در طول دهه های اخیر کوشیده اند هر گونه مخالفت با برنامه های توسعه طلبانه خود را خنثی سازند.
در تاریخ سیزده ژوئیه سال 1990، قانونی درباره آزادی رسانه ها در فرانسه وضع شد که بر اساس مفاد آن، زیر سؤال بردن مسئله هولوکاست در سه فرضیه اساسی مربوط به آن، یعنی کشتار ادعایی یهودیان، اتاق های ادعایی کشتار با گاز و آمار ادعایی شش میلیون کشته یهودی در جنگ جهانی دوم، جرم است و هر کس در فرانسه از این قانون سرپیچی کند، به یک ماه تا یک سال زندان و پرداخت جریمه ای بین دو تا سیصد هزار فرانک محکوم می شود.
به تدریج، بر اثر اعمال فشار سازمان های یهودی بین اللملی، به تقلید از فرانسه، در کشورهایی همچون آلمان، اتریش، بلژیک، سوئیس و اسپانیا نیز قوانین مشابهی به تصویب رسید. پس از جنگ جهانی دوم، دانشمندان و پژوهشگران بسیاری با تحقیق درباره مسئله هولوکاست، به نتایجی غیر از گفته های مدعیان آن رسیدند. البته بسیاری از آنها، یا کرسی تدریس را در دانشگاه ها از دست دادند یا برای سال ها به زندان افتادند. تا بیاموزند که در اروپای آزاد نباید بر خلاف آنچه صاحبان زر و زور می گویند، سخن راند.

روز قلم در تقویم ایران، به عنوان نمادی برای تجلیل از صاحب قلمان و آثار ایشان انتخاب شده است. در این نوشتار، به ابعاد تربیتی، رسانه ای و ارزشی تألیف و نگاشتن اشاره شده و از چگونگی سیر قلم در طول تاریخ صحبت به میان آمده است. به این سیر، چه از نظر محتوای نوشته ها و چه از نظر ابزار ظاهری ـ که به شیوه های اینترنتی و الکترونیکی ـ رسیده، نگریسته شده است. ارزش قلم در اسلام و قرآن و در روایات اهل بیت، بحث دیگری است که به آن می پردازیم.
در صفحات تقویم، چهاردهم تیرماه با عنوان «روز قلم» به خود جلوه ای دیگر بخشیده است. نام گذاری این روز به نام قلم، بی ارتباط با تاریخ کهن متمدن و فرهنگ ساز این سرزمین نیست. ابوریحان بیرونی در کتاب آثار الباقیه خود آورده است که چهاردهمین روز از تیرماه را ایرانیان باستان، روز تیر (عطارد) می نامیدند. از طرفی سیاره تیر یا همان عطارد، در فرهنگ ادب پارسی، کاتب و نویسنده ستارگان است. به همین مناسبت این روز را روز نویسندگان می دانستند و گرامی می داشتند.
ارزش و کرامت قلم بسیار بالاتر از آن است که برای بزرگداشت آن و صاحبانش به اختصاص دادن روزی در تقویم به آن بسنده کنیم. این ساده ترین شعار برای تجلیل از مقام قلم و ارباب قلم است. نماد روز قلم برای تجلیل، تجلیل و پیشرفت نویسندگان و نوشته ها، فقط یک تلنگر است. در این روز با گرامی داشت یاد و خاطره اهالی قلم و تجلیل از آثار ایشان، شاید بتوانیم گوشه ای از زحمات طاقت فرسای آنان را قدردان باشیم.
تاریخ نوشتار، حداکثر به بیست هزار سال پیش باز می گردد و با محدود ساختن به نظام های نوشتاری مدوّن، رقمی حدود شش هزار سال پیش را نشان می دهد. این ارقام و آمارها فقط تخمینی است از سوی کاوشگران علمی، در صورتی که بدون شک پیشرفتی از سوی جوامع گوناگون، بدون کمک خط و زبان امکان پذیر نبوده است.
از جمله موادی که برای نوشتن به کار می رفته سنگ، چوب، پوست حیوانات، برگ درختان، استخوان، موم، ابریشم، پنبه و کاغذ را می توان نام برد. در طول تاریخ، نوشتن به دو صورت بوده است: یک دسته خطوطی را در برمی گرفت که با استفاده از ابزارهای تیز چون سوزن، چاقو و... نوشتاری، کنده کاری می شد. دسته دیگر شامل خطوطی است که به وسیله قلم پر، قلم نی، قلم مو و... و با استفاده از جوهر بر سطح ماده نوشتاری ترسیم می گردید. گفتنی است نسخه برداری از نوشته ای بر سنگ یا فلز به طور منطقی، در نهایت به اختراع چاپ انجامید.
معجزه، یکی از نشانه های نبوت است. در هر دوره از تاریخ، پیامبران به اذن پروردگار، معجزه هایی را برای اثبات نبوتشان ارائه می کردند. در این میان، اسلام آخرین و کامل ترین دین الهی است؛ یعنی آیینی است که در هر برهه ای از زمان و در هر مکانی باید جواب گوی مخاطب خود باشد. حال معجزه پیامبر این دین باید از چه مقوله ای باشد که حتی جواب گوی مخاطبان هزاره های پس از خود شمرده شود؟ چه معجزه ای می تواند قرن ها تازگی و ماندگاری خود را در زندگی بشر حفظ کند؟ کتاب، نوشته، وَ ما یَسْطُرُونَ.
قرآن کریم، با قلم خالق قلم، معجزه جاوید پیامبر آخرالزمان است. قلم و کتابت از مقوله هایی هستند که نه تنها کهنه و مانده نمی شوند، بلکه هر روز جنبه هایی تازه از آنها پدیدار می گردد. پروردگار، قرن هاست برای این نوشته سترگ هماوردطلبی می کند: «اگر آدمی و پری گرد شوند که مانند این قرآن آرند، مانندش نیارند، گرچه برخی شان پشتیبان برخی باشند» یا «اگر در آنچه بر بنده مان فرو فرستاده ایم در گمانید، پس سوره ای همانندش آرید.»
در آغاز قرن بیستم، کسی این تردید را به خود راه نمی داد که قلم و کاغذ را مهم ترین و مؤثرترین ابزار ذخیره سازی اطلاعات بداند؛ زیرا در آن زمان جوامع از نظر اقتصادی و فکری به جامعه های کاغذمدار تبدیل شده بود. اما پایه های این باور پس از چندی به لرزه درآمد و با ظهور رایانه، رشد سریع فناوری اطلاعات، تلویزیون، استفاده های گوناگون از میکروفیلم، میکروفیش و ابزارهای الکتریکی، برتری بی رقیب کاغذ و قلم سنتی، به طور جدی به مبارزه طلبیده شد.
همان طور که در طول تاریخ، شکل ظاهری قلم عوض می شده است، روز به روز همراه با صنعت رو به رشد نیز تغییر می کند. اگر چه هنوز کتاب خانه های الکترونیکی و اداره های بدون کاغذ و قلم و جامعه های بدون کتاب نیامده است و شاید هرگز نیاید، ولی موقعیت ابزار و مواد نوشتنی از بنیاد دگرگون شده است. این دگرگونی در ظاهر قلم ها و نوشته ها، نه تنها از ارزش قلم و صاحبان آن نمی کاهد، بلکه به دلیل انتقال لحظه ای نوشته ها، هرآینه مسئولیت و وظیفه قلم را صدچندان می کند.
قلم، زبان عقل و معرفت و احساس انسان ها و بیان کننده اندیشه و شخصیت صاحب آن است. قلم، زبان دوم انسان هاست. هویت، چیستی و قلمرو قلم بسیار گسترده تر از آن است که در بیان بگنجد. هرگونه رشد و پیشرفت، پیروزی و آرامش و معرفت و شناخت، ریشه در قلم دارد. تمدن ها، تجربه های تلخ و شیرین و علوم با نوشتن ماندگار می شوند و آیندگان مملو از تجربه و پر از راه حل هایند.
هر کس می تواند قلمی را بین انگشتانش بفشرد و فرمانش دهد که بنگارد و هر آنچه را از مخیله صاحب انگشت تراوش می کند، بنویسد. قلم، تخریب می کند. می سازد. واقعیت ها را آشکار می کند. آشکارها را نهان می کند. به واقع قلم، معجزه ای جاودان است.
سوگند خداوند در قرآن به نام قلم، گویاترین شاهد بر شرافت و قداست آن است: «ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ؛ سوگند به قلم و آنچه نویسند.» در جایی که خداوند، صاحب هستی به آفریده ای از آفریده های خود قسم یاد می کند، بشر در چه جایگاهی می تواند از ارج و منزلت آن سخن براند.
در نخستین ارتباط وحیانی رسول خدا صلی الله علیه و آله با مبدأ هستی در غار حرا، سخن از قلم به میان می آید، تا جایی که خداوند خود را این گونه معرفی می کند:«الَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ؛ آن که با قلم آموخت.»
با سیری در زندگی پیامبر و امامان علیهم السلام می توان توجه و اهتمام عملی به نوشتن را از متن سیره آنان دریافت. این قدرشناسی به حدی بود که گاه موجب آزادی اسیران کفار می گشت. در صدر اسلام، پس از پایان برخی جنگ ها، پیامبر دستور می فرمود اسیرانی که به ده نفر از مسلمانان خواندن و نوشتن بیاموزند، آزاد شوند. این عمل در جامعه محروم از تمدن آن دوره، زیباترین و مؤثرترین پیام برای ارج نهادن به جایگاه قلم و علم بوده و هست.
فلسفه وجودی قلم و نگاشتن، برقرای ارتباط میان مکتب ها، آموختن تجربه ها و تعالی اندیشه هاست. تأثیر قلم، ماندگارتر، تأثیرگذارتر و عمیق تر از هر ابزار دیگری برای پیام بری و پیام آوری است. چه بسیار آثار ارباب قلمی که حتی پس از مرگشان، به فرهنگ ها یاتمدن های ماندگار تبدیل شده است. کتاب های آسمانی که برای بشر به ارمغان فرستاده شده است، همگی ناظر به این ویژگی مهم قلم است.
حضرت امیر مؤمنان علی علیه السلام می فرماید: «سفیر و فرستاده تو، ترازوی بزرگواری توست و قلم تو، رساترین و گویاترین چیزی است که از سوی تو سخن می گوید.» بر اساس این روایت، قلم، شیواترین و بهترین ابزاری است که در هر برهه ای از زمان می تواند رسالت خود را انجام دهد. ماندگاری علوم و انتقال آن از نسلی به نسل دیگر، رسیدن پیام مکتب ها و تمدن ها به انسان آینده و سرانجام تکامل اندیشه های بشر در طول قرونی که اندیشمندان هیچ گاه یکدیگر را ندیده اند، تنها با معجزه قلم امکان پذیر بوده و هست.
اصحاب قلم و نوشتن، می توانند نسل هایی را در سراشیبی های انحراف به سقوط بکشانند یا تعالی ملت هایی را رقم بزنند. کلام و نوشته، رابط نویسنده و خواننده است. پس می تواند عامل همدلی گردد. درخت قلم اگر در تعهد و تدین ریشه داشته باشد، میوه اش شیرین و ماندگار است. ارزش هر قلم به پیام آن است و عظمت نوشته به محتوایش و ماندگاری آثار به ریشه داشتن در حق و صدق. قلم های شهیدپرور، عشق های برتر را بذرافشانی می کنند و شهیدان را در معراج شهادت از خاک تا خدا پیش می برند. چه دست هایی قلم شده تا قلم در دست پاکان قرار بگیرد و چه بسیار نویسندگان شجاع که شهید قلم شده اند.
| قلم به دست گرفتم که حرف حق بنویسم | هر آنچه نتوان گفت بر ورق بنویسم |
| قسم به جان قلم خورده ام که نای قلم را | به دست گیرم و تا آخرین رمق بنویسم |
پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله : «قلم، نعمت بزرگی از طرف پروردگار است و اگر قلم نبود، ملک و دین استوار نمی شد و زندگیِ شایسته برقرار نمی گردید».
پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله : «هر کس از من حدیثی یا مطلب علمی را بنویسد، تا وقتی آن نوشته باقی باشد، برای او حسنه می نویسند.»
امام علی علیه السلام :«عقل نویسنده در قلم اوست».
امام علی علیه السلام :«عقل های صاحبان فضیلت در نوک قلم های آنان است».
تصویری از نخستین عکس جهان در فضای مجازی منتشر شده که چشم هر بیننده ای را به خود خیره می کند.
وبسایت باشگاه خبرنگاران: تصویری از نخستین عکس جهان در فضای مجازی منتشر شده که چشم هر بیننده ای را به خود خیره می کند.
نخستین عکس جهان که با چیزی مشابه دوربین عکاسی گرفته شده مربوط به عکسی از جوزف نیسفور نیپس بوده که در سال ۱۸۲۶ گرفته شده است.
این عکس از پنجره اتاق نیسفور نیپس در بروگاندی فرانسه گرفته شده . مرحله عکسبرداری از این صحنه با استفاده از فرآیندی که نیپس آن را هلیوگرافی نامید ۸ ساعت طول کشید.


در روز ۷ تیر ۱۳۶۰ آیتالله سیدمحمد حسینی بهشتی، رییس وقت دیوان عالی کشور و بیش از ۷۰ نفر از مقامات و چهرههای برجسته سیاسی از جمله چهار وزیر، چند معاون وزیر، ۲۷ نماینده مجلس و جمعی از اعضای حزب جمهوری اسلامی در جریان انفجار مقر اصلی این حزب به شهادت رسیدند.
این حادثه شش روز پس از عزل بنیصدر از ریاستجمهوری صورت گرفت. سه روز قبل از وقوع این حادثه، محمد جواد قدیری، عضو کادر مرکزی سازمان مجاهدین خلق و طراح اصلی انفجار مسجد ابوذر که در آن آیتالله خامنهای، امام جمعه وقت تهران مورد سوءقصد قرار گرفت، به دوستان خود با اطمینان خبر داده بود که «روز هفتم تیر» کار یکسره خواهد شد.
روزنامه کیهان فردای آن روز در گزارشی نوشت: «حدود ساعت ۲۱ دیشب دو بمب بسیار قوی در محل دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی منفجر شد که بر اثر شدت انفجار قسمتهایی از ساختمان فروریخت و موجب شهادت دهها تن از مقامات مملکتی و نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی و چند تن از وزرا گردید.»
این روزنامه سپس ماجرای انفجار را به نقل از خبرنگار کشیک خود که نیم ساعت پس از انفجار به محل حادثه رسیده بود، چنین روایت کرده است: «بیش از نیم ساعت از انفجار گذشته بود که دواندوان خودم را به محل حادثه رساندم. صدها نفر از مردم تهران خود در خیابانهای اطراف دفتر مرکزی حزب اجتماع کرده بودند و آمبولانسها بیامان در رفت و آمد بودند. وقتی به چند قدمی محل انفجار رسیدم امدادگران نخستین افرادی را که زیر آوار مانده بودند به آمبولانسها انتقال داده بودند. سقف بتونی دفتر مرکزی حزب بر اثر انفجار فروریخته بود و دهها نفر در زیر آوار مدفون شده بودند.
اکثر مجروحین و شهدا که به آمبولانسها حمل میشدند غرق در خون بودند و به هیچ وجه شناخته نمیشدند. یکی از شاهدان عینی انفجار که شدیداً میگریست گفت: آقایان دکتر باهنر، نبوی، محمد هاشمی، میرسلیم و طاهری نماینده کازرون در مجلس شورای اسلامی چند لحظه قبل از انفجار بمب سالن را ترک کردند. در این لحظه بسیاری از مردم در جستجوی آیتالله بهشتی بودند و یکی از پاسداران گفت که آخرین بار ایشان و حجتالاسلام محمد منتظری را در مقابل سالن دیده است، لیکن نیم ساعت بعد گفته شد که شیخ محمد منتظری به شهادت رسیدهاند.»
روزنامه اطلاعات هم نوشت: «گزارش خبرنگاران از محل انفجار به نقل از شاهدان عینی حاکی است که احتمالا دو بمب بسیار قوی منفجر شده که صدای انفجار آن تا شعاع حداقل یک کیلومتر به وضوح شنیده شده است. این انفجار به هنگامی روی داده است که جلسه هفتگی حزب با حضور اعضای حزب، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و احتمالا چند تن از وزیران در این محل تشکیل شده بود. گزارش خبرنگاران در ساعت ۲۳ دیشب از مقابل دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران حاکی بوده است که در زمان مخابره خبر ۲۰ مجروح به وسیله آمبولانس به بیمارستانهای مختلف تهران از جمله بیمارستان طرفه و سینا انتقال یافتند و از بیمارستان طرفه خبر رسید که تا آن ساعت ۸ شهید که پیکر آنها به کلی متلاشی شده را به این بیمارستان آوردهاند. یکی از این شهدا آقای طباطبایی نماینده مجلس بود اما هویت هفت نفر دیگر هنوز مشخص نشده است. خبرنگاران در گزارش خود اضافه کردهاند که در فاصله ساعتهای ۲۳ تا ۲۴ دیشب ۲۴ جسد را از زیر آوار خارج کردهاند.»
روزنامه اطلاعات همچنین خبر از آن داد که «حجتالاسلام هادی غفاری که از این حادثه جان سالم بدر برده بود به اتفاق چند تن از روحانیون کار امداد و نجات آسیبدیدگان را به عهده داشته است.» به نوشته این روزنامه، کسانی که به هنگام انفجار در حیاط ساختمان مرکزی حزب بودند گفتهاند این واقعه زمانی رخ داد که دکتر بهشتی در حال سخنرانی بود.
بعد از این واقعه، ابتدا از سرنوشت دکتر بهشتی اطلاعی در دست نبود و برخی امیدوار بودند نام وی در میان شهدا نباشد اما حوالی صبح ۸ تیر خبر رسید که وی نیز در میان شهداست. در پی واقعه انفجار در دفتر حزب جمهوری اسلامی، از اولین ساعات صبح فردای آن روز عده زیادی از مردم در مقابل ساختمان انتقال خون در خیابان ویلای تهران اجتماع کردند تا با اهدای خون به مجروحین این حادثه یاری برسانند.
روزنامه اطلاعات در این باره نوشت که گزارشها حاکی است مجروحین احتیاج شدید به خون گروه «او» منفی دارند. حدود ساعت دو و نیم بامداد هشتم تیر بود که مشخص شد بمبها در سطل زباله نزدیک سن سالن اصلی حزب کار گذاشته شده بود.
اسامی شهدا و مجروحان واقعه هفتم تیر
بعد از واقعه انفجار دفتر حزب در شامگاه هفتم تیرماه، کار تهیه آمار دقیق از اسامی کشتهشدگان و مجروحان حادثه دو روز به طول انجامید تا اینکه اسامی نهایی شهدا و مجروحان این واقعه دو روز بعد در مطبوعات منتشر شد:
شهدا:
۱- آیت الله دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی – رییس دیوان عالی کشور
۲- رحمان استکی – نمایندهٔ مردم شهرکرد
۳- دکتر سید محمد باقری لواسانی – نمایندهٔ مردم تهران
۴- دکتر سید رضا پاکنژاد – نمایندهٔ مردم یزد
۵- علیرضا چراغزاده دزفولی – نمایندهٔ مردم رامهرمز
۶- حجتالاسلام غلامحسین حقانی – نمایندهٔ مردم بندرعباس
۷- حجتالاسلام محمد علی حیدری – نمایندهٔ مردم نهاوند
۸- حجتالاسلام سید محمدتقی حسینی طباطبایی – نمایندهٔ مردم زابل
۹- عباس حیدری – نمایندهٔ مردم بوشهر
۱۰- دکتر سید شمسالدین حسینی نایینی – نمایندهٔ مردم نایین
۱۱- سید محمد کاظم دانش – نمایندهٔ مردم شوش و اندیمشک
۱۲- علی اکبر دهقان – نمایندهٔ مردم تربتجام
۱۳- دکتر عبدالحمید دیالمه – نمایندهٔ مردم بوشهر
۱۴- حجتالاسلام دکتر غلامرضا دانش آشتیانی – نمایندهٔ مردم تفرش و آشتیان
۱۵- حجتالاسلام سید فخرالدین رحیمی – نمایندهٔ مردم ملاوی لرستان
۱۶- سید محمد جواد شرافت – نمایندهٔ مردم شوشتر
۱۷- میربهزاد شهریاری – نمایندهٔ مردم رودباران
۱۸- حجتالاسلام محمدحسین صادقی – نمایندهٔ مردم درود و ازنا
۱۹- دکتر قاسم صادقی – نمایندهٔ مردم مشهد
۲۰- حجتالاسلام سید نورالله طباطبایینژاد – نمایندهٔ مردم اردستان
۲۱- حجتالاسلام حسن طیبی – نمایندهٔ مردم اسفراین
۲۲- سیفالله عبدالکریمی – نمایندهٔ مردم لنگرود
۲۳- حجتالاسلام عبدالوهاب قاسمی – نماینده مردم ساری
۲۴- حجتالاسلام عمادالدین کریمی – نمایندهٔ مردم نوشهر
۲۵- حجتالاسلام محمد منتظری – نمایندهٔ مردم نجفآباد
۲۶- عباسعلی ناطق نوری – نمایندهٔ مردم نور
۲۷- مهدی نصیری لاری – نمایندهٔ مردم لارستان
۲۸- حجتالاسلام علی هاشمی سنجانی – نمایندهٔ مردم اراک
۲۹- دکتر حسن عباسپور – وزیر نیرو
۳۰- دکتر محمد علی فیاضبخش – وزیر مشاور و سرپرست سازمان بهزیستی کشور
۳۱- دکتر محمود قندی – وزیر پست و تلگراف و تلفن
۳۲- موسی کلانتری – وزیر راه و ترابری
۳۳- دکتر جواد اسداللهزاده – معاون بازرگانی خارجی وزارت بازرگانی
۳۴- عباس ارشاد - معاون دفتر آموزش سازمان بهزیستی
۳۵- مهدی امینزاده – معاون بازرگانی داخلی وزارت بازرگانی
۳۶- محمد صادق اسلامی – معاون پارلمانی و هماهنگی وزارت بازرگانی
۳۷- مهندس محمد تفویضی زواره – معاون وزارت راه و ترابری
۳۸- دکتر هاشم جعفری معیری – معاون امور مالی وزارت بهداری
۳۹- ایرج شهسواری – معاون وزارت آموزش و پرورش
۴۰- عباس شاهوی – معاون وزارت بازرگانی
۴۱- دکتر حسن عضدی – معاون وزارت فرهنگ و آموزش عالی
۴۲- حبیبالله مهمانچی – معاون امور پارلمانی و هماهنگی وزارت کار
۴۳- غلامعلی معتمدی – معاون رفاه تعاون وزارت آموزش و پرورش
۴۴- سید کاظم موسوی – معاون وزارت آموزش و پرورش
۴۵- حسن اجارهدار (حسنی) – عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی و سردبیر نشریهٔ عروةالوثقی
۴۶- عباس ابراهیمیان – عضو حزب جمهوری اسلامی
۴۷- حجتالاسلام علیاکبر اژهای – عضو دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی
۴۸- علی اصغر آقازمانی – عضو حزب جمهوری اسلامی
۴۹- محمود بالاگر – عضو حزب جمهوری اسلامی
۵۰- حسن بخشایش – عضو حزب جمهوری اسلامی
۵۱- محمد پورولی – عضو حزب جمهوری اسلامی
۵۲- رضا ترابی – عضو حزب جمهوری اسلامی
۵۳- مهندس مهدی حاجیانمقدم – مسوول آموزش واحد مهندسین حزب جمهوری اسلامی
۵۴- محمد خوشزبان – عضو حزب جمهوری اسلامی
۵۵- علی درخشان – عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی
۵۶- جواد سرافراز – عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی
۵۷- حجتالاسلام حسین سعادتی – عضو حزب جمهوری اسلامی (مسوول آموزش شهرستانها)
۵۸- حبیبالله مهدیزاده طالعی – عضو حزب جمهوری اسلامی
۵۹- سید محمد موسویفر – عضو حزب جمهوری اسلامی
۶۰- محسن مولایی – عضو حزب جمهوری اسلامی
۶۱- جواد مالکی – عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی
۶۲- حجتالاسلام عبدالحسین اکبری مازندرانی ساروی – عضو هیات پنج نفرهٔ کشاورزی منطقهٔ مازندران
۶۳- مهندس حسین اکبری – مدیرعامل بانک کشاورزی
۶۴- مهندس هادی امینی – عضو واحد مهندسین حزب مهندسین اسلامی
۶۵- سید محمد پاکنژاد – عضو هیات مدیرهٔ چوب و کاغذ
۶۶- محمد رواقی – مدیر شرکت فرش ایران
۶۷- مهندس توحید رزمجو – عضو هیات مدیرهٔ گروه صنعتی ملی
۶۸- علیاکبر سلیمی جهرمی – دبیر کل سازمان امور اداری و استخدامی
۶۹- جواد سرحدی – مدیرعامل سازمان تعاون مصرف شهر و روستا
۷۰- محمد حسن محمد عینی
۷۱- حبیب مالکی – فرماندار ایرانشهر
۷۲- مهندس محمد علی مجیدی – مشاور عمرانی وزارت کشور
مجروحان:
۱- علیاصغر باغانی – نمایندهٔ سبزوار
۲- بهرام تاج گردون – نمایندهٔ گچساران و کهکیلویه
۳- ایرج صفاتی دزفولی – نمایندهٔ آبادان
۴- مرتضی فضلعلی – نمایندهٔ گرمسار
۵- اسماعیل فردوسیپور – نمایندهٔ فردوس و طبس
۶- سید محمد کیاوش – نمایندهٔ اهواز
۷- محمد مروی سماورچی – نمایندهٔ طرقبه و چناران
۸- مرتضی محمودی – نمایندهٔ قصر شیرین
۹- قدرتالله نجفی – نمایندهٔ شهرضا
۱۰- حسین کاظمزاده اردبیلی – وزیر بازرگانی
۱۱- سید جلال سادتیان – معاون سازمان بهزیستی
۱۲- مسعود صادقی – معاون وزارت بهزیستی
۱۳- محمد حسن اصغرنیا – استاندار سمنان
۱۴- حجتالاسلام والمسلمین مسیح مهاجری – (سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی)
۱۵- مسعود موسوی – کارمند حزب جمهوری
۱۶- علی موسوی – کارمند حزب جمهوری
۱۷- محمود جمالی – کارمند حزب جمهوری
۱۸- زینالعابدین رییسی – کارمند حزب جمهوری
۱۹- حیدرعلی علیزاده – کارمند حزب جمهوری
۲۰- هدایت عبدی – کارمند حزب جمهوری
۲۱- دانش مهر – کارمند حزب جمهوری
۲۲- مسعود صادقی آزاد – کارمند نخستوزیری
۲۳- ابراهیم عبدی – واحد دانشجویی حزب جمهوری
۲۴- محمد غریب – واحد دانشجویی حزب جمهوری
۲۵- مهدی فاضلی – واحد دانشجویی حزب جمهوری
۲۶- ابراهیم فردوسی - واحد دانشجویی حزب جمهوری
عامل واقعه هفتم تیر چه کسی بود؟
عامل انفجار هفتم تیر، فردی به نام محمدرضا کلاهی، دانشجوی رشته برق دانشگاه علم و صنعت بود که پس از پیروزی انقلاب به سازمان مجاهدین خلق پیوست و با حفظ این عضویت، ابتدا پاسدار کمیته انقلاب اسلامی خیابان پاستور شد و بعد با هدایت سازمان، به داخل حزب جمهوری اسلامی راه پیدا کرد. او در حزب ارتقاء یافت و مسوول دعوتها برای کنفرانسها و میزگردها و جلسات شد. ضمن آنکه مسوول حفاظت حزب نیز گردید.
او بمب را با کیف دستی خود به داخل جلسه حزب جمهوری اسلامی واقع در نزدیکی چهارراه سرچشمه تهران انتقال داد و دقایقی قبل از انفجار، از ساختمان حزب خارج شد. پس از انفجار نیز مدتی در منزل یکی از اعضای سازمان متبوع خود مخفی شد و نهایتا از طریق مرزهای غربی کشور به عراق منتقل گردید. او در عراق با یکی از اعضای سازمان ازدواج کرد. اما در ۱۳۷۰ در فهرست اعضای «مسئلهدار» سازمان قرار گرفت، در ۱۳۷۲ از سازمان جدا شد و در ۱۳۷۳ از عراق رهسپار آلمان گردید.
امام خمینی: بهشتی مظلوم زیست
در پی شهادت آیتالله بهشتی و یارانش در جریان انفجار هفتم تیر، بنیانگذار جمهوری اسلامی فردای آن روز در دیدار با اقشار مختلف مردم در رابطه با این واقعه بیاناتی ایراد کردند: «من این ضایعه بزرگ را به ملت ایران و شما آقایان که نزدیک بودید با آقای بهشتی و مطلع بودید از افراد دیگری که شهید شدند، به همه شما آقایان و ملتمان تسلیت عرض میکنم. بنای دشمنهای شما بر این است که افرادی که لیاقتشان بیشتر است بیشتر مورد حمله قرار بگیرند. آنها افرادی را هدف قرار میدهند که از آنها خوف دارند که مبادا یک وقتی به آنها صدمه بزنند. و این را من کرارا گفتهام که مرحوم آقای بهشتی در این مملکت مظلوم زیست. تمام مخالفین اسلام و مخالفین این کشور حمله مسقیمشان را به ایشان و بعضی دوستان ایشان کردند. کسی را که من بیشتر از بیست سال میشناختم و روحیاتش را مطلع بودم و میدانستم چه جور مرد صالحی و مرد به درد بخوری برای این کشور است، مخالفین او را در کوچه و بازار و محله و صحبتهایی که همه میکردند، آن طور جلوه دادند. یک مرد صالحی را به صورت یک دیکتاتور درآوردند! و شما باید مهیا[ی] این جور مسائل باشید؛ یعنی، کشوری که نهضت کرده برای آزاد شدن و برای مستقل بودن و برای اینکه وابسته نباشد به هیچ قدرتی از شرق و غرب، باید خودش را مهیا کند برای توابعی که پیش میآید. یا باید انسان تن در بدهد به همه ذلتها و به همه زیر بار بودنها و تحت سلطه بودنها و یا اگر بخواهد مستقل باشد، باید عوارض و لوازمش را بپذیرد. و ملت ما چون خواسته است مستقل باشد و خواسته است که آزاد باشد و خواسته است که دست جنایتکاران را از این کشور قطع کند لابد در این پیامدها هم ایستادگی میکنید. این جنایتکاران اشتباهشان این است که خیال میکنند ایران با این وضعی که از اول داشته تا حالا، در زمان انقلاب داشت، این مثل جاهای دیگری [است] که اگر چند تا بمب در چند جا منفجر کنند و چند نفر از عزیزانشان را از بین ببرند و به شهادت برسانند، ملت عقب مینشیند. در صورتی که اینها تجربه کردند از اول نهضت تا حالا؛ اشخاص سرشناس ما، دانشمندان ما، متفکران ما را ترور کردند و ملت به همان استقامتی که داشت بیشتر و مصممتر جلو رفت و از این به بعد هم همین طور است. این طور نیست که اگر چند نفر را شهید کردند، دیگران کنار بنشینید. این سنتی بوده است که از صدر اسلام بوده است که در مقابل همه ناامنیها و همه ناراحتیها و همه گرفتاریها، اولیای خدا ایستادند. شاید کسی مثل رسول خدا – صلیالله علیه و آله و سلم - رنج نبرد در تمام عمر؛ از جوانی و کودکی تا وقتی که رحلت فرمود آن قدر که او رنج برد و آن قدر که او در مقابل قدرتها، در مقابل جنایتکاران ایستاد شاید کس دیگری در تمام عمرش این طور نبود و این یک ارثی است که به دست ما رسیده است از اولیا.»
تلگرام امام خمینی به آیتالله منتظری به مناسبت شهادت فرزندش
یکی از افرادی که در واقعه انفجار دفتر حزب به شهادت رسید حجتالاسلام محمد منتظری فرزند آیتالله منتظری بود. به دنبال شهادت شهید منتظری، تلگرامی از سوی امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی بدین شرح برای آیتالله منتظری مخابره شد:
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت حجتالاسلام والمسلمین آقای منتظری دامت برکاته
گرچه تمام شهیدان انقلاب و شهیدان عزیز و معظم یکشنبه (هفتم تیر) شب از برادران ما و شما بودند و ملت قدرشناس برای آنان به سوگ نشستند و دشمنان اسلام در شهادت آنان شاد و اسلام عزیز سرافراز است لکن از فرزند عزیز شما شناختی دارم که باید به شما با تربیت چنین فرزندی تبریک بگویم. او از وقتی که خود را شناخت و در جامعه وارد شد ارزشهای اسلامی را نیز شناخت و با تعهد و انگیزه حساب شده وارد میدان مبارزه علیه ستمگران گردید. او با دید وسیعی که داشت سعی در گسترش مکتب و پرورش اشخاص فداکار مینمود – محمد شما و ما خود را وقف هدف و برای پیشبرد آن سر از پا نمیشناخت. شما فرزندی فداکار و متعهد و متفکر و هدفدار تسلیم جامعه کردید و تقدیم خداوند متعال. او فرزند اسلام و فرزند قرآن بود – او عمری در زجرها و شکنجهها و از آن بدتر شکنجههای روحی از طرف بدخواهان به سر برد – او جوار خداوند متعال شتافت و با دوستان و برادران خود راه حق را طی کرد. خدایش رحمت کند و با موالیانش محشور فرماید. از خداوند متعال برای جنابعالی و بازماندگان آن فرزند برومند اسلام صبر و اجر خواهانم.
والسلام علیکم و رحمةالله
روحالله الموسوی الخمینی / ۸ تیر ماه ۱۳۶۰
پیام شورای موقت ریاستجمهوری
در پی انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی، شورای موقت ریاستجمهوری که پس از عزل بنیصدر اداره دولت را به دست گرفته بود، پیامی به این شرح صادر کرد:
«بسم الله الرحمن الرحیم
دیشب نهال نوپای انقلاب اسلامی یک بار دیگر با خون جمعی از رشیدترین سربازان اسلام آبیاری شد. خاک گلگون میهن اسلامی از خون فداکارترین یاران امام و امت رنگ گرفت، از آنان که پیمان با خدا بسته بودند جمعی عهد و پیمان خویش را به انجام رساندند و جمعی منتظرند تا فرمان خدا کی فرا رسد و اینک یا ثارالله پیروان راه خونین تو ایستادهاند تا خون خویش بر شمشیر کفر، شرک و استکبار پیروز شوند و پیروز میشوند. دیشب دشمنان انقلاب اسلامی بارزترین نشانه تا امیدی و ورشکستگی خود را به نمایش گذاشت و چهره پلید کفر و نفاق دیشب نمایانتر شد.
شما ای امت مسلمان ایران میدانید که انقلاب بزرگ و خونبار شما را خدا به پیروزی رساند و خدا نگهبان انقلاب اسلامی شماست.
و بدانید که با شهادت شخصیتها سیل خروشان انقلاب شما باز نمیایستد حضور مداوم شما در صحنه انقلاب عظیم و عزیزتان را به پیروزی کامل خواهد رساند هوشیاری دشمن را نابود خواهد ساخت و هیچ قدرتی در جهان وجود ندارد که بتواند ملتی مصمم و راسخ را که با پشتوانه ایمان به خدا به جنگ با کفر و ظلم و زور قیام کرده است شکست دهد. آنان که برای میهن اسلامی ما خواب حمام خون دیدهاند بدانند که ما با خون خویش وضو ساختهایم تا در مهراب عشق الهی قربانی شویم که شهادت در راه خدا سرنوشت مردان خدا است و این راه از کربلای حسین به کربلای همه زمانها منتهی میشود. دشمنان انقلاب، فرزندان شیطان، مخالفان قرآن بدانند که محرومان و مستضعفان میهن اسلامی ما جز به پیروزی نمیاندیشند. انقلاب باز نمیایستد. اسلام بییاور نمیماند و پرچم خونین مبارزه بر خاک نمیافتد و بانگ تکبیر خاموش نمیشود. اینک ای جوانان وطن ای علمداران اسلام، ای محرومان جامعه، نگاه دشمن به شما است دشمن گمان برده است که اگر شخصیتهای جامعه شما شهید شوند مبارزه پایان یافته است پرچم مبارزه را برافرازید، مشتها را گره کنید، صفوف خود را فشرده و واحد کنید، اینک ما هستیم و دشمن رودررو برای آخرین نفس جنگ احد پایان یافت، غزوه خندق را آغاز میکنیم.
بنام خدا و به یاد محمد – انالله و انا الیه راجعون
شهادت یاران حسین (ع) بر امام و امت مبارک باد – شورای موقت ریاستجمهوری»
منابع:
روزنامههای کیهان، اطلاعات و جمهوری اسلامی، تیرماه ۱۳۶۰
سازمان مجاهدین خلق، پیدایی تا فرجام، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی